جیولوجی منطقوی افغانستان

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

 میتود جیولوجی منطقوی :

جیولوجی منطقوی میتودهای مشخص نداشته بلکه ازمیتود هایی که در رشته های دیگر جیولوجی استفاده می‌گردد استعمال می‌نماید. میتودهای اساسی جیولوجی منطقوی قرار ذیل است:‌

1ـ نقشه برداری جیولوجیکی

2ـ میتود ستراتیگرافیکی

  aـ میتود بیوستراتیگرافیکی

  bـ میتود جیوکرونولوجیکی

3ـ میتود مطالعه مواد قشر زمین (پتروگرافی، جیوشیمی)

4ـ میتود مطالعه تحلیل فارمیشن و فاسیس.

5ـ میتود ساختمانی تکتونیکی.

6ـ میتود جیوفزیک.

میتود ستراتیگرافی:‌

در جیولوجی منطقوی وظیفه مهم آن اینست که احجار را تقسیم بندی نموده ستون ستراتیگرافی در مرحله اول برای احجار رسوبی ترتیب  نماید. این میتود برای بار اول توسط عالم مشهور ایتالوی (ستینو) در سال 1669 مورد استفاده قرار گرفت، ستینو این میتود را به طور ذیل تقسیم بندی نمود:‌

هر طبقه احجاری که طبقه دیگر احجار را می‌پوشاند نسبت به احجار پوشانده شده جوان‌تر است. این طریقه اساسات میتود ستراتیگرافی را تشکیل می‌نماید. مساله اساسی برای جیولوجیست به اساس این میتود آن است که کدام طبقه جوان و کدام طبقه قدیم بوده و در کدام مرحله جیولوجیکی به وجود آمده است.

اما در طبیعت این قانون‌مندی به شکل دیگر بروز می‌نماید یعنی طبقه قدیم بالای طبقه جوان قرار می‌گیرد در این صورت باید بقایای حیوانی و نباتی راجستجو کرد و از روی آن عمر طبقات را تعیین نمود. اکثرا این طریقه یعنی از روی بقایای نباتی و حیوانی نتیجه مثبت ندارد. زیرا در اکثر موارد مشکل است که بقایای حیوانی و  یا نباتی را در بین طبقات دریافت نمود و یا اگر موجود باشد خوب حفاظت نشده و به خوبی تعیین شده نمی‌تواند برای بحر ابتدا تعیین عمر احجار و یا طبقات از طریقه دیگر نیز استفاده کرده می‌توانیم، در وقت پیشرفت بحر ابتدا مواد بزرگ دانه از قبیل کانگلومیرات‌ها، بعدا ریگ، و در مرحله آخری گل ترسب می‌‌نماید که در این صورت طبقات کانگلومیرات از طبقات دیگر قدیمی‌تر است این قانون مندی برای ترسبات بعدی قابل تطبیق بوده اما برای ترسبات قاره‌ای موجود طبقات مایل و یا مقاطع اهمیت دارد.

تقسیمات ستراتیگرافی باید مراحل طبیعی تاریخ انکشاف قشر زمین را نشان دهد. تکامل غیر عضوی زمین عبارت از حرکات اهتزازی قشر زمین می باشد که در ادوار مختلف این اهتزازات مختلف بوده است. مثلا در شمال افغانستان در دوره تباشیر تحتانی قشر زمین صعود کرده و در شرایط خشکه ترسبات دریایی مایل به وجود آمده است. در دوره پالیوجن دوباره پایین روی (نزول) رخ داده در شرایط بحری سنگ چونه ترسب گردیده است و بالاخره در دوره نیوجن در شرایط خشکه‌ای کانگلومیرات‌ها تشکیل گردیده است. در این حالت تقسیم بندی ستراتیگرافی به اساس تکامل غیرعضوی از جمله حرکات  اهتزازی صورت گرفته است.

 

 

تعامل غیر عضوی علاوه بر حرکات  اهتزازی، تغییر شرایط فزیکی  جغرافیایی مهم است نظر به تغییرات اقلیم ترسبات مختلف به وجود می‌آید و همچنان نظر به تکامل غیر عضوی،  تکامل عضوی نیز تغییر می‌ نماید.

 

تقسیمات ستراتیگرافی

جدول ستراتیگرافی

جدول جیوکرونولوجی

گروپ

عصر

سیستم

دوره

بخش

عهد

یاروس

قرن

 

در جیولوجی منطقوی از دو نوع تقسیم بندی وقت یعنی جدول جیوکرونولوجی و ستراتیگرافی استفاده به عمل می آید و زمانی که تاریخ جیولوجیکی زمین و یا منطقه مورد نظر را مطالعه می‌نماییم از واحدات جیوکرونولوجی استفاده می‌نماییم، اما وقتی که طبقات احجار را تحقیق می‌نماییم در این حالت جدول ستراتیگرافی استفاده می‌شد. تمام تقسیم بندی فوق الذکر یک مرحله معین تاریخ انکشاف قشر زمین را منعکس می‌سازد به هر اندازه که تقسیم بندی ستراتیگرافی بزرگ باشد به همان اندازه تغییرات قابل ملاحظه صورت گرفته است.

 

 

 

تقسیمات ستراتیگرافی محلی (کمکی)

در منطقه جدیدی که از نگاه جیولوجی مطالعه کمتر صورت گرفته ما نمی‌توانیم از تقسیمات بین‌المللی ستراتیگرافی استفاده نماییم. دراین حالت ازتقسیمات ستراتیگرافی محلی و یا کمکی استفاده می‌گردد:‌

تقسیمات ستراتیگرافی عبارت از:

سیری:

از جمله بزرگترین تقسیمات جدول ستراتیگرافی محلی به شمار می‌رود که از طبقات ضخیم با ترکیب مغلق رسوبی، ولکانیکی و متحوله تشکیل شده است، معمولا این طبقات احجار ساحه وسیع را احتوا می‌نماید.

سیری‌ها ازیک دیگر توسط وقفه‌های بزرگ ستراتیگرافی و یا زاویوی جدا می‌گردد. سیری می‌تواند از چندین سویت دارای تمام مشخصات جغرافیایی باشد. نظر به حجم طبقات سیری به قسمت و یا بخش جدول ستراتیگرافیکی یا بین المللی مطابقت می‌نماید. مثلا سیری لته بند درزون تکتونیکی کابل.

سویت:

عبارت از کامپلکس معین رسوبات است که در یک منطقه معین (زون ساختمانی فاسیالی) تحت شرایط مشخص فزیکی جغرافیایی به وجود آمده باشد، سویت می‌تواند از ترسبات متجانس ترکیب یافته باشد. همچنان سویت از احجار رسوبی ولکانیکی و متحوله نیز ترکیب یافته است، سویت در بین خود ذریعه علامات (ترکیبی و یا پالینتولوجیکی) با سرحد معین جدا شده است سویت زمانی که فوسیل هم یافت نشود می‌تواند جدا گردد و عمر آنها ذریعه مدارک پالینتولوجیکی تعیین می‌شود. اگر طبقات فوسیل نداشته باشد عمر سویت را از روی طبقات فوسیل دار بالا و پایین طبقه مورد نظر  تعیین می‌کنند. اگر بدین صورت هم امکان تعیین عمر سویت نباشد پس ترسبات سویت را با ترسبات مشابه در نواحی مجاور مقایسه می‌ نماییم. نظر به حجم ، سویت با یاروس مطابقت می‌نماید و همچنان سویت به چندین سویت فرعی جدا می‌شود.

مثلا سویت شیردروازه، قروغ، لوی خور در زون تکتونیکی کابل.

پاچکه:

یک قسمت نازک سویت و یا سویت فرعی بوده که توسط خصوصیات لیتولوجیکی و پالینتولوجیکی تشخیص می‌گردد. در چوکات سویت، پاچه نمبرگذاری می‌شود و در بین قوس تمام احجار ذکر می‌شود. مثلا پاچکه I (سنگ چونه)، پاچکه II (سنگ ریگی) و غیره.

باید متذکر شد که اکثرا اصطلاحات تولش و کمپلکس را مورد استفاده قرار می‌دهند و این اصطلاحات طبقات ضخیم با ترکیب مغلق لیتولوجیکی را ارایه می‌نماید.

 

موقعیت تکتونیکی افغانستان

ساحه افغانستان در بین دو سترکچر مختلف قشر زمین از نگاه ساختمان و عمق قرار دارد. در شمال پلیت آلپی، هرسین، توران داخل افغانستان گردیده ساختمان های جنوب مربوط به ساحه چین خوردگی آلپ است قسمت شرقی پلیت توران قسمت غربی توسط زون شکستگی طولی که از نزدیک طول البلد 60 درجه می گذرد جدا می شود این زون شکستگی عبارت از سیستم ها است و گرابین های کم عرض است که مربوط به زون لینامینت اورال، عمان می باشد که به طرف جنوب در کمربند چین خورده آلپ ادامه پیدا می‌کند. قسمت شمال افغانستان در انتهای جنوب شرقی پلیت توران موقعیت دارد. در این حصص دو نوع فرورفتگی های میزوکاینوزوی مشخص می‌گردد. نوع اول: شروع از تریاس به پایین روی آغاز نموده و از فارمیشن های جیو سینکلینال و  اوروجینی پر گردیده است.

Indien-1200

 

 

نوع دوم: عبارت از فرورفتگی‌های است که در  وقت یورا و تباشیر و پالیوجن تشکیل شده از فارمیشن پلاتفورمی تشکیل شده است در شمال افغانستان بر علاوه فرورفتگی های فوق الذکر فرورفتگی‌های سیستم چین خوردگی بند ترکستان جدا می‌شود که مربوط به دوره کیمبری قبلی است.

این فرورفتگی از نوع فرورفتگی جیو سینکلاین است که تا حال مطالعه کمتر گردیده‌است، فرورفتگی افغان ـ تاجک که در شمال افغانستان جدا می‌شود مربوط به فرورفتگی هایی است که از ترسبات نیوجین وچهارمی پر گردیده‌اند. سرحد جنوبی بین هرسینیت ها و سترکچرهای آلپی در تمام نواحی غربی کمربند آلپ به مشکل تعیین گردیده. زیرا فرورفتگی های کیمبری این سرحد را می‌پوشاند بعضی از علما چون دیلمان 1965، هاین 1969 ـ 1973 لاپاران 1973 فرانسوی، معتقد‌اند که این سرحد عبارت از شکستگی عمیق هندوکش می‌باشد که به شکل ندویک است تبارز کرده‌اند. شکستگی هندوکش انکشاف زیاد داشته از وقت بایکال تا امروز فعالیت نموده است. به طرف شمال شرق شکستگی هندوکش از سلسله کوه هندوکش انحراف نموده به طرف شمال میلان یافته وبالاخره در پامیر وسطی به زون شکستگی تیانشان ملحق شده است که در آن جا توسط این شکستگی ساختمان های هرسین پامیر شمال از فرورفتگی جیوسینکلاین کیمبری پامیر وسطی جدا می‌شود. به طرف غرب شکستگی مذکور تا لینیامنت اورال عمق می‌رسد.

به طرف جنوب شکستگی فرورفتگی های جیوسینکلینال برآمدگی جیوانتی کلینال آلپ قبلی و بعدی کیمبری بعدی و کتله‌های وسطی وجود دارد کمربند چین خورده گی آلپ ـ هیمالیا که افغانستان در آن موقعیت دارد و از نگاه ساختمان خیلی زیاد متفاوت است. یعنی قسمت غرب (آلپ) در قسمت شرقی (هیمالیا) تفاوت زیاد دارد.

هاین در این قسمت سگمنت‌های ذیل را جدا می‌نماید: سگمنت ترکمن ـ ایران (I)، سگمنت افغانستان ـ پاکستان (II) و سگمنت پامیر و کشمیر (III)، سگمنت های مذکور توسط شکستگی‌های عمیق لینیامنت‌ها ازهمدیگر جدا می‌شوند بدین صورت تمام ساختمان های الپ افغانستان در ترکیب سگمنت افغان ـ پاکستان شامل بوده که از طرف غرب لینیامنت اورال عمان و از طرف شرق لینیامنت بدخشان آنرا احاطه نموده‌اند.

 

sikment

سترکچرهای قسمت شرق میانه کمربند آلپ ـ هیمالیا فوق العاده مغلق بوده و سترکچرهای افغانستان، سترکچرهای قسمت شرقی این کمربند راتشکیل می‌دهد که مربوط سگمنت افغانستان ـ پاکستان است. در صورتی در محدوده سگمنت افغان ـ پاکستان به خصوص در قسمت غربی آن فرورفتگی‌های جیوسینکلاین هرسین کمیبری قبلی آلپ قبلی دیده می‌شود باید متذکر شد که حرکات تکتونیکی کالیدون فوق العاده ضعیف بوده و برخلاف حرکات تکتونیک جدید شدت زیاد داشته است. نقطه دیگر در ساختمان تکتونیکی افغانستان به مشاهده می‌رسد. قابل توجه است موجدیت اشکال مثلث یا سه وجهی جهت یافته بعضی از زون های تکتونیک (زون فراه رود، ارغنداب، کابل، کتواز) می‌باشد در این زون‌ها تمام ساختمان جهت شمال شرقی رادارا می‌باشد که به طرف سگمنت پامیر کشمیر میلان یافته‌اند اشکال مذکور مربوط به دو علت است:‌

1ـ این قسمت درمدت زمان زیادی عملیه بالاروی را انجام داده است نادویک‌ها و پوش‌های تکتونیکی قسمت شرقی، فرورفتگی‌ها در نواحی شرقی آن به ملاحظه می‌رسد. وسعت عمده آن ساختمان های پوششی در افغانستان از جنوب غرب به طرف شمال شرق ازدیاد یافته که مربوط به انقباض افقی می‌باشد فشار به صورت عموم از قسمت جنوب سگمنت پامیر کشمیر در میزوزوی بعدی و کاینوزوی بوده است. سترکچرهای نادویک موازی به زون‌های ساختمانی نبوده به صورت مایل زون های مذکور را پوشانیده است.

2ـ مربوط به فشاری است که توسط پلیت عرب ـ هندوستان وارد گردیده است. باید متذکر شد که سترکچرهای افغانستان نه تنهااز نگاه مطالعات جیولوجیکی دلچسپ بوده بلکه جهت تجزیه و تحلیل خصوصیات قسمت های دیگر آلپ ساختمان های آن کمک شایانی می‌ نماید.

 

پرنسیپ ‌های اساسی منطقه بندی تکتونیکی

قسمت های عمده قشر زمین ازنگاه تاریخ انکشاف تکتونیکی با هم تفاوت داشته و نظر به ترکیب، ضخامت‌، طرز موقعیت احجار و بالاخره معادن مواد مفیده از هم فرق می‌شوند که درنتیجه ساختمان های تکتونیکی جداگانه تعیین شده این ساختمان های تکتونیکی اساس نقشه‌های تکتونیکی  راتشکیل می‌دهد. فرق عمده نقشه های تکتونیکی و جیولوجیکی در آن است که نقشه های جیولوجیکی احجار را با عمر وترکیب مختلف نشان داده اما در نقشه های تکتونیکی ساختمان‌های که دارای تاریخ انکشاف جداگانه‌اند منعکس می‌گردد. نقشه تکتونیکی، مواد اولیه اساسی برای ترتیب نمودن نقشه های پیشبینی شده مواد مفیده و پلان کارهای تحفصاتی و اکتشافی را تشکیل می‌نمایند.

نقشه های تکتونیکی به مفهوم وسیع آن به گروپ‌های ذیل تقسیم می‌شوند:‌

1ـ شیماهای تکتونیکی.

2ـ نقشه های تکتونیکی.

3ـ نقشه های مخصوص تکتونیکی برای هر گروپ جدول ستراتیگرافی، جهت منطقه بندی تکتونیکی پرنسیب‌های مختلف در مراحل مختلف انکشاف جیولوجیکی توسط علما پینشهاد گردیده است که اساس تمام مفکوره‌های علما راغیر متجانس بودن قشر زمین تشکیل می‌دهد.

پرنسیب‌های منطقه بندی تکتونیکی قرار ذیل است:‌

1ـ منطقه بندی از روی عمر چین خوردگی: این پرنسیب منطقه بندی تکتونیکی در حال حاضر بین تکتونیست‌ها اهمیت زیاد داشته و معمولا از این طریق استفاده می‌ نمایند. نظر به این پرنسیب مناطق به اساس انکشاف جیوسینکلاین و ختم آن جدا می‌گردد. طرفداران آن پرنسیب به اساس عمر چین خوردگی‌ ساختمان‌های چین خوردگی قبل ازبایکال، هرسین، کیمبری و آلپ را جدا می‌نمایند.

2ـ منطقه بندی تکتونیکی به اساس ساختمان: علمای طرفدار این نظر عقیده دارند که در قشر زمین ساختمان هایی جدا می‌گردد که رژیم مشخص تکتونیکی داشته ودر  ابتدا به وجود آمدن مناطق تکتونیکی موجود بوده‌اند. بنابراین تغییراتی که در نظر کیفی و کمی در انکشاف منطقه به عمل می آید مربوط به تغییرات رژیم تکتونیکی نظر به زمان در منطقه بوده و بحیث عنصر اساسی به شمار می‌رود.

3ـ منطقه بندی نظر به فارمیشن: منطقه بندی تکتونیکی به اساس تجزیه فارمیشن‌های مخصوص صورت می‌گیرد که در شرایط مشخص تکتونیکی به  وجود آمده‌اند، فارمیشن‌ها عبارت از مجموع احجاری است که شرایط معین تکتونیکی را نشان داده و در شرایط معین انکشاف تکتونیکی قشر زمین به وجود آمده است.

 

 

 

منطقه بندی تکتونیکی افغانستان

منطقه بندی تکتونیکی در افغانستان  تاریخ زیادی نداشته علمایی که افغانستان را مطالعه نموده‌اند به اساس مراحل  انکشاف جیوسینکلاین و یاعمر چین خوردگی ها منطقه بندی تکتونیکی را انجام داده‌اند. در طول بیست سال نقشه های تکتونیکی به وجود آمد که بعضی از آنها را مختصرا تشریح می‌نماییم.

اولین منطقه بندی تکتونیکی به صورت اساسی در سال 1974 توسط گروپ که در منطقه بندی مذکور از پرنسیب‌های عمر چین خوردگی‌ تحلیل فارمیشن استفاده صورت گرفت. در این اسکیچ تکتونیکی ناحیه شمال افغانستان مربوط به واحد تکتونیکی شمال و در جنوب افغانستان بلاک‌های تکتونیکی هلمند، فراه رود،‌کتواز جدا گردید. قسمت شمال و جنوب این اسکیچ تکتونیکی توسط نیم شکستگی هریرود از هم جداگردیده است.

در نقشه تکتونیکی اروپا، آسیا که در سال 1960 ترتیب شده است. شمال افغانستان مربوط به چین خوردگی‌ هرسین شرق افغانستان مربوط به چین خوردگی‌های قبل از کیمبری و  جنوب افغانستان مربوط به چین خوردگی‌های آلپ می‌باشد.

جیولوجست‌های فرانسوی که مدت زیادی در افغانستان به مطالعه جیولوجیکی مصروف بودند اسکیچ تکتونیک افغانستان تحت رهنمایی لاپاران 1960 ترتیب گردید. به اساس این اسکیچ خاصیت تهداب و پوش رسوبی در نقاط مختلف افغانستان می‌باشد. در قسمت مرکزی افغانستان محور هندوکش که از احجار چین خورده قدیمه تشکیل یافته است جدا گردید است. این محور از بدخشان الی هرات ادامه یافته است.

قسمت هزاره جات را مربوط به کتله وسطی دانسته که تهداب آن عمر قبل از کیمبری را دارا بوده و پوش رسوبی از احجار میزوزوی، پالیوزوی، کاینوزوی ترکیب یافته است.

نواحی نورستان، کابل را نیز به کتله‌وسطی نسبت داده که توسط چین خوردگی های عمیق از کتله‌های وسطی مجاور جدا می‌شوند.

در سال 1968 سید هاشم میرزاد و کاپی نوف اسکیچ تکتونیکی افغانستان را ترتیب نموده که در آن قسمت شمال افغانستان را مربوط به ساختمان اپی پالیوزوی، ناحیه  جنوب افغانستان را مربوط به ساختمان چین خوردگی آلپ و قسمت هندوکش و بدخشان را از جمله ساختمان های هرسینیک دانستند. باید خاطرنشان ساخت که اسکیچ تکتونیکی افغانستان که تا اندازه تقریبی و احتمالی است توسط خاین 1969، پرفیلیف 1973 و غیره ترتیب شده، نقشه تکتونیکی افغانستان باتقسیمات نسبتا درست توسط میرزاد و سلاوین 1969 ترتیب شده که در این نقشه عمر چین خوردگی‌ها، فارمیشن‌ها و همچنان دیگر خصوصیات مربوط نقشه های تکتونیکی مدنظر گرفته شده است. در سال 1972 متخصصین وجیولوجست‌ های سروی معدن نقشه تکتونیکی افغانستان را به مقیاس و بلاک‌های تکتونیکی نشان داده شده است، ساختمان های که دراین نقشه نشان داده شده عبارت از چین خوردگی‌های آلپ قبلی و آلپ جوان، فرورفتگی‌های نیوتکتونیکی (نیوجن دوره چهارمی) می باشد.

در سال 1976 نقشه تکتونیکی افغانستان توسط پروفیسور سلاوین ترتیب گردید که ضمیمه اثر آ موسوم تکتونیک افغانستان می‌باشد. در این نقشه ساختمان های قدیم قبل از بایکال، ساختمان های هرسین، کیمبری، آلپ و نیوتکتونیک جدا گردیده است. نقشه تکتونیکی سلاوین از نقشه های قبلی به اساس تعیین ساختمان ها تا اندازه‌ای تفاوت دارد. در سال 1977 به اساس مواد جیولوجیکی نقشه برداری 1:500000 نقشه جیولوجیکی و نقشه تکتونیک افغانستان ترتیب گردیده است، مواد جیولوجیکی نقشه برداری 1:500000 در سال 1980 به چاپ رسیده است نقشه تکتونیکی ترتیب شده بازهم از نگاه تعیین ساختمان‌ها در نقشه های قبلی تفاوت دارد.

Boul-1981-Fig1

کتله وسطی نورستان:‌

کتله وسطی نورستان و یا زون تکتونیکی نورستان در قسمت شمال شرق افغانستان به امتداد مجرای فوقانی و وسطی دریای کنر و لغمان موقعیت دارد و بعضی ازعلما این زون تکتونیکی را به ساختمان های کیمبری محسوب می‌نمایند. کتله وسطی نورستان از دو قسمت عمده یعنی تهداب (ترسبات قدیمی قبل از کیمبری) و پوش رسوبی احجار پالیوزوی، میزوزوی و کاینوزوی متشکل است، کتله وسطی نورستان از تمام  جهات توسط شکستگی‌های عمیق احاطه گردیده است. از طرف شرق توسط شکستگی کنر، از طرف جنوب توسط شکستگی سپین غر، از زون جلال‌آباد و از غرب توسط شکستگی بدخشان مرکزی از ساختمان های هرسین جدا می‌گردد.

در ساحه وسطی این زون رسوبات قبل ازکیمبری و انتروزیف‌های میزوزوی و کاینوزوی گسترش دارد.

 

750C9A15

ستراتیگرافی:

در ساختمان جیولوجیکی کتله وسطی نورستان احجار متحوله ارخی پروتروزوی تحتانی (AR-PR1) احجار کمتر تحول یافته کاربناتی تریجنی (P-T) و ترسبات نیوجن دوره چهارمی (N-Q) حصه دارند.

ترسبات ارخی، پروتروزوی تحتانی به نام سیری نورستان جدا گردیده و در قسمت های جنوبی سلسله کوه هندوکش و منطقه نورستان به مشاهده می‌رسد. دینکایف در سال 1973 نظر به مشخصات پتروگرافی سیری نورسان را به پنج سویت ذیل تقسیم نمود:‌

نجراب، چوب، ویگل، کامدیش و کمال.

سویت نجراب:

ترسبات سویت در دره‌های دریای پنجشیر، الینگار به مشاهده رسیده و مرکب از  گنایس‌های خاکتسری روشن، آمفیبولیت، گنایس‌های امفیبولیتی، سنگی ریگی می‌باشد. ضخامت تخمینی سویت نجراب 2000 ـ 2500 متر اندازه گیری شده است.

سویت چوب: به صورت ناموافق بالای سویت نجراب، قرار دارد. ترسبات این سویت در دره دریای الیشنگ، الینگار و همچنان کنر به مشاهده می‌رسد. سویت مذکور مشتمل از کوارسیت، سنگ چونه، گنایس‌ها است. ضخامت مجموعی آن تا 2500 متر می‌رسد.

سویت کامدیش: به صورت ناموافق بالای سویت چوبک قرار داشته و متشکل از گنایس های میده دانه بوده به سویت نجراب مشابهت دارد. ضخامت آن از 2500 ـ 3000 متر تغییر می‌نماید.

سویت وایگل: به صورت ناموافق بالای سویت کامدیش قرار داشته و از مرمرهای خاکستری و یا سیاه رنگ کوارسیت‌ها، سلانس‌ها تشکیل شده است، مقطع مذکور ثابت نبوده و زود تغییر می‌نماید، ضخامت آن به 1000 متر می‌رسد.

سویت کمال: عمدتا از سلانس‌های بیوتیتی، کوارسیت‌ها، مرمرها تشکیل شده به صورت ناموافق بالای سویت قبلی قرار می‌گیرد. ضخامت آن به 1500 متر می‌رسد.

ضخامت مجموعی سیری نورستان  به 8000 ـ 10000 متر می‌رسد.

 

گروپ‌های پالیوزوی و میزوزوی:

ترسبات (P-T):‌ترسبات پرم و تریاس به نام سویت کنده جدا گردیده و به امتداد دریای کنر و الینگار به شکل ناموافق بالای ترسبات سیری نورستان قرار می‌گیرند. این سویت متشکل از سنگ های چونه خاکستری، کوارسیت‌ها و سلانس‌ها می‌باشد. ضخامت عمومی سویت کنده تا 400 متر می‌رسد.

 

گروپ میزوزوی:

سیستم تریاس: ترسبات سیستم تریاس به نام سویت الینگار جدا گردیده مقطع مکمل آن در ناحیه دریای کوکچه توسط سلاوین ترتیب گردیده است. مقطع ترسبات تریاس از کانگلومیرات‌ الی سرخ رنگ شروع شده بالای آن سنگ ریگی همراه با سنگ چونه قرار داشته در قسمت فوقانی آن سلانس‌های سیاه رنگ دیده می‌شود، ضخامت  عمومی ترسبات تریاس تا 2000 متر می‌رسد.

 

گروپ پالیوزوی:

ترسبات نیوجن ـ دوره چهارمی:‌در امتداد سواحل دریای کنر، الیشنگ و الینگار و لغمان گسترش داشته مرکب از سنگ های ریگی، کانگلومیرات‌، و گل می‌باشد. این ترسبات به صورت ناموافق بالای ترسبات فوق الذکر قرار داشته و ضخامت آنها اضافه از 600 متر است.

 

مگماتیزم:‌

احجار انتروزیفی در کتله وسطی نورستان توسعه زیاد داشته و از نگاه ترکیب و عمر مختلف می‌باشد، کامپلکس‌های احجار انتروزیفی قرار ذیل است:‌

1ـ کامپلکس امفیبولیت‌های کامه (PR1)

2ـ گرانیتوییدی پنجشیر (PR1)

3ـ کامپلکس گبرو ـ دیوریت نیلاب (K)

4ـ گرانیتوییدهای لغمان (P)

 

تکتونیک:

تکتونیک زون نورستان تا به حال به صورت واضح تعیین نگردیده و از این رو پیرامون زون تکتونیکی نورستان نظریات مختلف وجود دارد. نظر به ناموافقت های زاویوی و وقفه‌ها و همچنان انواع میتامورفیزم، منازل ساختمانی فارمیشنی ذیل جدا می‌شود.

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی ارخی ـ پروتروزوی (AR-PR) منزل ساختمانی تهداب بوده و احجار آن تحت تاثیر میتامورفیزم منطقوی شدید تحول یافته این احجار احتمالا در شرایط جیوسینکلاین به وجود آمده است،‌ احجار منزل مذکور دارای چین خوردگی‌های نوع مختلف بوده جسامت مختلف دارند که بعضی از چین خوردگی‌ها تا به 75 کیلومتر می‌رسد، قسمت اکثری چین خوردگی‌ها از شمال شرق بطرف جنوب غرب بوده زاویه افتادگی آنها از 40 ـ 70 درجه می‌رسد. چین خوردگی‌های مذکور توسط رگ‌های پگماتیتی و شکستگی‌های دیگر قطع گردیده است.

2ـ منزل ساختمانی پرم ـ تریاس: این منزل ساخمانی به صورت ناموافق زاویوی بالای تهداب کرستالی قرار داشته و پوش رسوبی ضعیف تحول یافته را که در امتداد دریای الینگار، الیشنگ و کنر به سطح زمین ظاهر گردیده است به وجود آورده. رسوبات این منزل ساختمانی عمدتا از فارمیشن تریجنی متشکل گردیده اشکال چین خوردگی‌ها سین کلاین و انتی کلاین را به وجود آورده است که سمت امتداد شمال شرق ـ جنوب غرب را دارا است. درجه تحول احجار مذکور مربوط به فارمیشن سنگ های سبز رنگ بوده به وسیله رگ‌های پگماتیتی و کامپلکس گرانیتوییدی نیلاب و لغمان قطع گردیده است. چین خوردگی های منزل ساختمانی مربوط به فاز چین خوردگی هرسین کیمبری می‌باشد. اما در مرحله بعدی فاز چین خوردگی آلپ باعث تغییر ثانوی رسوبات گردیده است.

3ـ منزل ساختمانی نیوجن دوره چهارمی: احجار این منزل ساختمانی در زون نورستان گسترش محدود داشته عمدتا در دریای کنر و لغمان برهنه گردیده و به شکل ناموافق بالای رسوبات منازل فوق الذکر قرار گرفته است، رسوبات منزل مذکور عمدتا در شرایط خشکه‌ای تشکیل یافته است. حرکات تکتونیکی جدید در زون نورستان فوق العاده شدید بوده شکل امروزی ساختمان های زون مذکور را به وجود آورده است. همچنان حرکات مذکور سبب شده تا شکستگی‌های مختلف نیز به وجود بیاید.

 

معادن مواد مفیده:‌

از جمله معادن مواد مفیده در زون تکتونیکی نورستان فلزات نادره رول عمده رادارد. که برای بار اول در سال 1948 به وسیله غلام علی خان در دره پیچ و دره نور مطالعه آنها صورت گرفته، پگماتیت‌های بیریل دار کشف گردید. در سال‌های اخیر در جریان نقشه برداری 1:500000 تعداد زیاد از معادن و ظواهر معدنی فلزات نادره کشف شد. تمام گروپ پگماتیت‌ها در این زون به احجار انتروزیفی متعلق بوده و دارای عناصر بیریلیم، لیتیم، تنتال، کونسیت می‌باشد.

لاجورد از جمله معادن مهم این زون بوده از زمان‌های خیلی قدیم شهرت جهانی کسب نموده است. این معدن در ابتدا و مجرای فوقانی مسیر دریای کوکچه در منطقه سرسنگ موقعیت دارد.

زون‌های معدنی در امتداد سرحد در احجار کاربناتی با احجار گرانیتی لیکوکراتی، (نوع گرانیت است که منرال سیاه ندارد) به صورت رگ‌ها مشاهده می‌گردد. همچنان در امتداد سرحد گرانیت‌ها با احجار دولومیت و مرمرها رگ های لاجورد به مشاهده می‌رسد. امتداد زون‌های لاجورد دار از 20 ـ 120 متر و اعظمی آنها تا 450 متر می‌رسد. ضخامت رگ‌های مذکور تا 8 متر رسیده مقدار لاجورد در آن 1 ـ‌15 فیصد می‌رسد باید خاطرنشان ساخت که همراه لاجورد منرالیزیشن گرافیت، مولیدینیت، مگنتیت، هماتیت و سرب نیز به مشاهده می‌رسد. از موجودیت قلعی همراه با فلزات نادره دراین زون قابل یاد آوری است.

 

 

زون تکتونیکی جلال آباد

زون جلال آباد در قسمت شرقی افغانستان و جنوب شرق زون نورستان موقعیت داشته برای بار اول در سال 1969 به وسیله پروفیسور سلاوین به نام زون تکتونیکی جلال آباد جدا گردیده و این زون بالای تهداب کتله وسطی نورستان واقع است. مربوط به ساختمان های کیمبری بعدی و یا کیمبری جوان است. احجار متحوله تهداب در کوه‌های سپین غر برهنه شده در قسمت شرقی زون مذکور و نواحی جنوب شرق شهر جلال آباد در ساحل چپ دریای کابل و دریای کنر نیز به نظر می‌رسد. در قسمت های مرکزی این زون ترسبات N در فرورفتگی نیوتکتونیک اخذ موقعیت نموده‌اند. در نقشه تکتونیکی سال 1976 در این منطقه زون فرعی جدا شده که به نام زون‌های فرعی کنر، سپین غر و فرورفتگی جلال آباد جدا می‌شود.

 

750C9A15

 

ستراتیگرافی:

 (ترسبات ارخی ـ‌پروتروزوی وسطی AR-PR2): قدیمی‌ترین احجار زون جلال آباد محسوب شده ترکیب آن عمدتا گنایس های خاکستری رنگ، گنایس‌های بیوتیتی، سلانس‌های کرستالی، امفیبولیت‌، کوارسیت می‌باشد. این احجار شدیدا تحول یافته و مشابه به احجار زون نورستان است.

ترسبات پروتروزوی فوقانی در طبقات خاکستری رنگ مرمر دولومیت تشکیل شده، در کوه‌های سپین غر توسط رگ‌های پگماتیتی و رگ‌های دیاباز شدیدا مغلق گردید است. ضخامت طبقات مرمر و دولومیت‌ها از 300 ـ 400 متر می‌رسد، ضخامت مجموعی ترسبات ارخی ـ پروتروزوی از 4500 ـ 3500 متر رسیده و احتمال می‌رود که رسوبات مذکور ضخامت زیادتر را داشته باشند.

گروپ پالیوزوی:‌

ترسبات گروپ پالیوزوی در این زون توسعه زیاد داشته و ترسبات اردویک کاربن و پرم را در بر دارد.

ترسبات سیستم های اردوویک ـ‌کاربن (O-C)

این رسوبات درقسمت های شمال شرق جلال آباد  توسعه داشته مقطع آن متشکل از طبقات آهکی، سنگ ریگ دار، طبقات سنگ چونه و سنگ ریگی کوارس دار می‌باشد. ضخامت این قسمت مقطع تا 120 متر می‌رسد. در قسمت و سطی این مقطع سلانس‌های سیاه و خاکستری رنگ با ورقه‌های کوارسیت دیده شده، ضخامت آن به 200 متر می‌رسد، قسمت فوقانی از سلانس‌ها، سنگ‌های ریگی سنگ چونه کتلوی ترکیب یافته است، ضخامت مجموعی تا 2000 متر می‌رسد. عمر ترسبات مذکور توسط فوسیل‌ها تعیین شده و سرحد بین سیستم های فوق الذکر تا حال تعیین  نگردیده است.

 

سیستم پرم (P)

این رسوبات زیادتر در ساحل چپ دریای کابل، کوه‌های مارکوه وگرد آب غر به مشاهده می‌رسد. در تهداب مقطع پرم سنگ های چونه با ورقه‌های سنگ ریگی سرخ رنگ به مشاهده می رسد. مقطع ترسبات عمدتا از سنگ های چونه ترکیب یافته ضخامت به آن 200 متر می‌رسد.

 

سیستم تریاس (T)

در جایی که رسوبات پرم گسترش یافته رسوبات تریاس نیز به مشاهده می‌رسد. این رسوبات عمدتا از سنگ های چونه،‌سنگ ریگی ارگلیت، دولومیت‌ها ترکیب یافته است. در قسمت فوقانی این مقطع سنگ های  چونه با ورقه‌های نازک کانگلومیرات‌ به مشاهده رسیده که مربوط به یاروس کارنی تریاس فوقانی (K3K) می‌باشد، ترسبات پایین تر از یاروس کارنی مربوط به یاروس‌های لادین،‌الزی بوده و ضخامت مجموع ترسبات تریاس زیاده از 2000 متر است.

 

سیستم نیوجن N:‌

ترسبات نیوجن به  صورت ناموافق بالای تمام رسوبات قرار داشته از کانگلومیرات‌ بزرگ دانه، سنگ ریگی، الیورالیت، ارگلیت ترکیب یافته است. در بین این طبقات فوسیل‌های میوسین، پلیوسین تا پلاستوسین یافت می‌شود ضخامت مجموعی نیوجن در حدود 2000 متر است.

مگماتیزم:‌

احجار مگماتیکی در زون جلال آباد توسعه زیاد داشته به امتداد دره کنر و سلسله کوه های سپین غر به سطح زمین برهنه می‌گردد. در زون جلال آباد می‌توان کامپلکس‌های ذیل را جدا کرد:‌

1ـ کامپلکس گرانیت و گبرو امفیبولیت های پروتروزوی فوقانی (PR3)

2ـ کامپلکس گرانیت و گرانودیوریت‌های پالیوزوی فوقانی (PZ)

 

تکتونیک:‌

طوری که قبلا گفته شد از نگاه تکتونیک زون جلال آباد به سه زون فرعی ذیل جدا می‌شود، بلاک سپین غر، فرورفتگی جلال آباد و ناحیه چین خوردگی کنر.

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی (AR-PR):‌این منزل از احجار شدیدا متحول یافته که منشا تریجنی دارند تشکیل شده احجار مذکور شباهت زیاد به احجار پروتوروزی زون تکتونیکی نورستان دارد، چین خوردگی‌های که در این منزل ساختمانی دیده می‌شود جهت عرض البلدی را دارا می‌باشد. که اکثرا توسط رگ‌های پگماتیتی و دیاباز مغلق گردیده‌اند در قسمت چین خوردگی‌ کنر قسمت  چین خوردگی‌ها به طرف شمال شرق و جنوب غرب می‌باشد. نظر به تحلیل چین خوردگی‌ها در منطقه سپین غر یک  انتی کلینور جدا می‌شود.

2ـ منزل ساختمانی فارمیشنی (O-T):‌این منزل ساختمانی فارمیشنی به دو منزل فرعی تقسیم می‌شود. در منزل ساختمانی تحتانی پالیوزوی به استثنای پرم از سلانس‌های اسپیدی تشکیل شده که در مرحله ابتدایی جیوسینکلاینی در مناطق عمیق جیوسین کلاین به وجود می‌آید. منزل ساختمانی فرعی پرم تریاس از احجار کاربناتی تشکیل یافته که توسط ناموافقت زاویوی از منزل ساختمانی فرعی اول جدا می‌گردد. در ناحیه کنر چین خوردگی‌ بعد از دوره یورا تحتانی صورت گرفته در این  وقت تمام ناحیه به مناطق کوهستانی تبدیل گردیده و مرحله پلت فورمی آغاز یافته است. از این سبب در هیچ جای این ناحیه طبقات تباشیر و پالیوجین بعد ازیورای تحتانی صعود به نظر نمی‌رسد. رول اساسی زون جلال آباد را می‌توان به چین خوردگی‌های کیمبری بعدی نسبت داد احجار منزل این ساختمان بعضی اوقات انتی کلینال بزرگ را تشکیل می‌دهد.

 

3ـ منزل ساختمانی فارمیشنی (N-Q): از ترسبات قاره‌ای دانه دار تیره رنگ متشکل بوده به صورت عموم فرورفتگی حوزه جلال آباد را پر می‌نماید. این منزل ساختمانی فارمیشنی با یک سرحد ضعیف موافقت زاویوی دیده شده این موضوع دلالت به حرکات تکتونیکی اهتزازی نیوجن در منطقه می‌نماید.

معادن مواد مفیده:‌

از نقطه نظر معادن زون جلال آباد آن قدر غنی نبوده در این جامعدن تالک اچین در قسمت شرقی کوه سپین غر واقع است. این معدن با طبقات پروتروزوی فوقانی ارتباط دارد. تالک مذکور از تحول شدید احجار دولومیتی در هسته انتی کلینور سپین غر تشکیل گردیده است. در نواحی شرقی زون تکتونیکی جلال آباد ظواهر معدنی پگماتیتی به مشاهده رسیده است که در این پگماتیت‌ها امکان موجودیت ابرک پیزوکوارس پیشبینی شده است. هم چنان از مرمرهای دوره تریاس می‌توان در امور ساختمانی استفاده نمود.

 

زون تکتونیکی واخان :

زون واخان به شکل یک کمربند باریک در شمال شرق افغانستان موقعیت داشته. ساختمان های پامیر جنوبی را ازساختمان های شمال و کشمیر جدا می‌سازد. ساختمان جیولوجیکی این زون‌ها تا حال به صورت دقیق مطالعه نگردیده است. ولی در نتیجه تحقیقات جیولوجیکی به منظور ترتیب نمودن نقشه جیولوجیکی 1:1000000 معلومات مختصر به دست آمده باید علاوه نمود که در  ترتیب نمودن مقاطع جیولوجیکی این زون از مدارک جیولوجیکی قسمت پامیر اتحاد شوروی سابق استفاده گردیده است. در ابتدا در زون سلانس کرستال‌های سیاه رنگ این سویت از 2000 ـ 4000 متر اندازه گیری شده است.

 

 

750C9A15

 

عمر پرم ـ تریاس و بعضا کاربن تریاس تعیین شده است. به  عقیده پروفیسور سلاوین دراینجا می‌توان ترسبات پالیوزوی فوقانی منجمله پرم فوقانی و تریاس را به طور مشخص جدا کرد. آخرین معلومات درباره این زون چنین است که در ساختمان چین خوردگی آن علاوه از ترسبات فوق الذکر رسوبات قبل از  کیمبری نیز حصه دارد.

مگماتیزم:

احجار مگماتیکی در زون واخان توسعه زیاد داشته عمدتا از گرانیتوییدها که به نام کامپلکس واخان ـ شیوا یاد می‌شوند ترکیب یافته است. عمر این احجار نظر مقایسه آن با احجار انتروزیفی پامیر K2-P1 می‌باشد.

تکتونیک:

با درنظر داشت معلومات پامیر و مناطق همجوار آن زون مذکور مربوط به چین خوردگی کیمبری بعدی است که بالای تهداب بایکال قرار گرفته است. با استفاده از مقطع جیولوجیکی می‌توان منازل ساختمانی فارمیشنی ذیل را جدا کرد:‌

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تهداب (PR): این منزل ساختمانی از گنایس‌ها، سلانس‌های کرستالی شدیدا چین خورده ترکیب یافته، چین خوردگی‌ها عرض البلدی می‌باشد بعضی اوقات می‌تواند جهت شمال شرقی و جنوب شرقی را دارا باشد.

2ـ منزل ساختمانی فارمیشنی کاربن تریاس (T-C): عبارت ازمنزل ساختمانی فارمیشنی جیوسین کلاینی کیمبری بوده فارمیشن آن تریجنی و ضخامت آن تا 4000 متر می‌رسد. از منزل ساختمانی علاوه از احجار فوق الذکر اسپلیت‌ها کراتوفیرها (ترکیب تیزابی آتشفشانی) توف‌ها طبقات سنگ چونه، سنگ ریگی نیز به مشاهده می‌رسد. در زون واخان جناح سین کلینور بزرگ قرار دارد که محور آن در کشمیر می‌باشد.

3ـ منزل ساختمانی فارمیشنی دوره (N-Q):‌مربوط مرحله اوروجینی زون واخان بوده انکشاف کمتر نموده است. و معمولا در شرایط قاره‌ای تشکیل شده است. علاوه بر آن مقدار زیاد احجار مگماتیکی در ترکیب این منزل ساختمانی حصه می‌گیرند، شکستگی‌ها در این زون زیاد بوده به اشکال وزبروس و سبروس ظاهر می‌شوند. چون در این زون تکتونیکی مطالعه کمتر صورت گرفته پس پیرامون مواد مفیده آن معلومات کافی در دست نیست.

 


زون تکتونیکی سفید خرس :

زون سفید خرس در انتهای شمال شرقی افغانستان قرار داشته از طرف غرب توسط شکستگی بزرگ بدخشان مرکزی از منطقه چین خوردگی های هرسین جدا گردیده از طرف شرق کتله وسطی نورستان آن را احاطه نموده است. زون سفید خرس در بین دو ساختمان برآمده قرار گرفته است. شکل گرابن و یا فرورفتگی که از هر دو طرف تحت فشار قرار دارد. موقعیت حاصل نموده است. زون سفید خرس بسیار کم مطالعه شده و فعلا معلومات کافی در مورد ستراتیگرافی و مشخصات تکتونیکی در دست نیست.

72A55DB2

 

 از نگاه تکتونیک باز هم می‌توان منازل ساختمانی ذیل را جدا کردکه :

1ـ منزل ساختمانی بایکال: این منزل ساختمانی به دو قسمت تقسیم می‌گردد. قسمت تحتانی عمدتا متشکل از فارمیشن ولکانیکی ـ کاربناتی بوده که قسمت تحتانی آن از سنگ چونه سیاه رنگ کانگلومیرات‌ها، سنگ‌های ریگی تشکیل گردیده. بالاتر از آن توف‌های تیزابی سرخ رنگ طبقات سنگ چونه به وجود آمده است. ضخامت فارمیشن مذکور از 2500 الی 2000 متر بوده مربوط به فارمیشن اورجینی بایکال است. قسمت فوقانی با سرحد موافق ستراتیگرافی بالای سرحد تحتانی قرار داشته که در شرایط قاره‌ای تشکیل یافته. ضخامت این قسمت از 1000 متر در قسمت جنوبی تا 3500 متر در قسمت شمال می‌رسد. عمر ومشخصات و ترسبات این منزل ساختمانی ازروی مدارک جیولوجیکی پامیر اتحاد شوروی گرفته شده است.

2ـ منزل ساختمانی پارا جیوسین کلاینی هرسین: با سرحد خفیف ناموافقت زاویوی بالای منزل تحتانی قرار دارد. ترسبات این منزل ساختمانی عمدتا از احجار کاربناتی از قبیل دولومیت، سنگ های چونه ترکیب یافته است. به طرف شمال در دریای پنج ضخامت و مواد دانه دار زیادتر می‌شود. درترکیب احجار سیلور تحتانی و دیون فوقانی طبقات اندیزیت، پرفیریت و تورف‌ها شامل می‌باشد. ترسبات کاربن تا به حال به صورت دقیق تعیین نشده است.

3ـ منزل ساختمانی فارمیشنی جیوسینکلاین کیمبری: ترسبات این منزل ساختمانی توسط  دسیو Desio در سال 1964 به نام سویت سنگ‌های ورقه‌ای سیاه رنگ جدا گردیده که در قسمت  تحتانی آن سنگ چونه،  دولومیت و طبقات کوارسیت دیده می‌شود. قسمت اعظم را ترسبات این منزل بعدا به نام سویت شادره جدا گردیده که از طبقات ضخیم تریجنی دانه دار متشکل است. در قسمت وسطی سلانس‌های اسپیدیی و طبقات فلش موجود است. ضخامت مجموعی ترسبات مذکور از 3000 ـ 4000 متر می‌رسد، عمر ترسبات مذکور تریاس (T) قبول شده است. این رسوبات با عین ترکیب در پامیر مرکزی اتحاد شوروی موجود بوده ولی ضخامت آن تا اندازه زیادتر می‌باشد.

4ـ منزل ساختمانی فارمینشی اوروجینی ـ کیمبری: ترسبات این منزل ساختمانی به دو قسمت تقسیم می‌شود:‌قسمت تحتانی از فارمیشن های تریجنی کاربناتی مربوط به یورای وسطی فوقانی است. قسمت فوقانی از ترسبات سرخ رنگ و دانه دار و فارمیشن ولکانیکی تباشیر و پالیوجن ترکیب یافته است. رسوبات قسمت تحتانی عبارت از سنگ ریگی با تناوب الیورالیت‌ها می‌باشد. ضخامت این رسوبات تا 800 متر می‌رسد. طبقات قسمت فوقانی که ساحه محدود را در بر دارد از سنگ ریگی، کانگلومیرات‌ها الیورالیت‌، سنگ چونه ترکیب یافته. ضخامت مجموعی آن تا 2500 متر می‌رسد. چین خوردگی‌های زون سفید خرس توسط شکستگی‌ها مغلق گردیده. هارست انتی کلینوری و گرابن سین کلینوری به وجود می آورد که به صورت مسلسل از طرف غرب به طرف شرق به خوبی به مشاهده می‌رسد.

ساحه چین خوردگی هرسین: ساحه چین خوردگی هرسین به شکل یک کمربند از کوه‌های هندوکش تا سرحد  غربی افغانستان ادامه دارد. در این منطقه احجار قدیمی پروتروزوی و پالیوزوی به سطح زمین ظاهر گردیده است. به طرف شمال و جنوب این کمربند به ترتیب فرورفتگی های جیو سین کلاینی هرسین و آلپ قبلی موقعیت حاصل نموده است. اگرچه از  نگاه تکتونیک ساحات مختلف این کمربند از هم تفاوت دارد اما به صورت مستقل به حیث یک زون تکونیکی واحد مطالعه می ‌شود.


زون پاراپامیز  :‌

زون تکتونیکی پاراپامیز از انتهای شمال شرق افغانستان شروع از نواحی مرکزی گذشته و به نواحی غربی افغانستان ختم می‌شود. در نقاط مختلف این زون احجار پروتروزوی و پالیوزوی به مشاهده می‌رسد. از نقطه نظر مشخصات جیولوجیکی از زون پاراپامیز سه منطقه و یا زون فرعی جدا می‌شود: قسمت شمال، مرکزی و غربی زون فرعی اول از انتهای شمال تا نواحی سالنگ ادامه داشته به نام زون فرعی بدخشان و بعضا زون‌ فرعی هندوکش یاد می‌شود.

قسمت مرکزی از سالنگ تا بند امیر و زون فرعی غربی از بند  امیر تا هرات ادامه دارد. چون زون فرعی هندوکش و یا بدخشان از نگاه جیولوجیکی در عین زون واقع می‌باشد. ازاین رو ساختمان جیولوجیکی زون پاراپامیز را در مجموع در این زون مطالعه می‌نماییم.

72A55DB2  AD827EA

قسمت شمال، مرکزی                                              قسمت غربی

 

 

ستراتیگرافی:‌

قدیمی‌ترین ترسبات این زون عبارت از ترسبات پروتیروزوی است که به نام سویت فولول جدا گردیده. این ترسبات گسترش محدود دارد.

گروپ پروتروزوی: تشکیلات پروتروزی در قسمت‌های مجرای تحتانی دریای فولول گسترش دارد، احجار این سویت متشکل از گنایس‌ها، امفیبول، سلانس‌های کرستالی و مرمرها بوده که شدید تحول یافته‌اند و مربوط فاز میتامورفیزم الماندین امفیبول است ضخامت سویت فولول تا8000 متر می‌رسد.

گروپ پالیوزوی: ترسبات گروپ پالیوزوی گسترش وسیع داشته قرار ذیل تقسیم می‌شود؛ پالیوزوی تحتانی به نام سویت سیاه دره جدا گردیده و در نواحی دوشی، حاجیگک، فرخار توسعه دارد. و متشکل از سنگ‌های ورقه‌ای، فلیت‌ها، سنگ ریگی و احجار ایفوزیفی می‌باشد. ضخامت مجموعی آن 2500 متر است. در منطقه هرات (زون فرعی غربی) سویت مذکور از پارفیرها، توف‌ها، فلیت‌، سنگ ریگی، سلانس‌های کرستالی و سنگ چونه متشکل بوده در منطقه حاجیگک رسوبات مذکور مطابقت به سیری کالو می‌نماید، احجار سویت سیاه دره مربوط به فاسس سنگ‌های سیاه رنگ بوده عمر آن از روی موقعیت ستراتیگرافی پالیوزوی تحتانی قبول شده است.

رسوبات سیلور ـ‌دیون

ترسبات این سویت به نام سویت درومباک جدا گردیده که امتداد دریای سرخ آب نهرین، فرخار و  همچنان نواحی غربی هرات و سلسله سیاه کوه گسترش وسیع دارند. این سویت متشکل از سنگ‌های چونه مرمر شده، مرمرها،‌طبقات نازک الیورالیت‌ و فلیت‌ها می‌باشد. ضخامت سویت مذکور 1600 متر است. در قسمت تحتانی مجرای فوقانی دریای سیغان سویت مذکور با یک سرحد ناموافق بالای ترسبات قدیمه قرار گرفته است. عمر رسوبات به اساس مدارک پالیونتولوجی تعیین گردیده است.

ترسبات (D3-C1):

این ترسبات به نام سویت تون دره جدا گردیده گسترش آن در جایی است که سویت فوق الذکر به مشاهده می‌رسد، این ترسبات به صورت موافق بالای ترسبات S-D قرار دارد. و متشکل از سلیت‌های کوارس مسکویت  دار، سلانس‌های متحوله و سنگ چونه مرمر شده می‌باشد، ضخامت مجموعی سویت  تون دره (2000 متر) است. در زون فرعی غربی این ترسبات از احجار کاربناتی متشکل شده به نام سیری زنده جان جدا گردیده است.

رسوبات کاربن تحتانی ویزسی (C1-V):

این ترسبات در اطراف دوآب، شمال غرب دوشی توسعه داشته به صورت ناموافق بالای ترسبات سویت درومباک و  تون دره قرار گرفته همچنان به صورت ناموافق از ترسبات کاربن وسطی و فوقانی جدا شده است و احجار آن متشکل از ارگیلیت‌ها، الیورالیت‌ها، سنگ چونه، سنگ ریگی، کانگلومیرات می‌باشد. رسوبات کاربن تحتانی درمنطقه هرات در نشیب‌های  جنوبی کوه‌های پاراپامیز به نام سویت پهلوان جدا شده از  ارگیلیت، الیورالیت‌ها، سنگ ریگی، کانگلومیرات‌، ایفوزیف و طبقات ذغال تشکیل شده است.

رسوبات کاربن وسطی ـ کاربن فوقانی (C2-C3):

این رسوبات به نام سویت قلعه مراد در نواحی غربی دوشی و امتداد دریای فرخار توسعه داشته، به شکل ناموافق زاویوی بالای ترسبات کاربن تحتانی موقعیت دارد. این ترسبات از کانگلومیرات‌ها، فلیت‌های سبز رنگ و سیاه رنگ، سنگ ریگی، سنگ چونه و الیورالیت‌ها متشکل است. ضخامت مجموعی آن از 2000 ـ 2500 متر می‌رسد. عمر این رسوبات از روی بقایای عضوی تعیین گردیده است. بر علاوه کاربن وسطی به صورت جداگانه تعیین گردیده که در امتداد دریای فرخار گسترش دارد. این ترسبات به نام سویت فرخار یاد می‌شود که از سنگ ریگی، سنگ‌های ورقه‌ای ارگیلیت‌ها و سنگ چونه تشکیل شده و ضخامت آن به 500 متر می‌رسد.

ترسبات کاربن فوقانی پرم تحتانی (C3-P1):

متشکل از الیورالیت‌ها سنگ‌های ریگی، سنگ چونه، کانگلومیرات‌ها بوده و ضخامت مجموعی آن در حدود هزار متر است و در امتداد دریای چال و نمک آب گسترش دارد.

رسوبات پرم تحتانی (P1):

این رسوبات به صورت ناموافق بالای ترسبات کاربن فوقانی قرار داشته مقطع کامل آن درناحیه خنجان به مشاهده می‌رسد و متشکل از سنگ ریگی، الیورالیت‌، سنگ چونه است. ضخامت مجموعی آن 1200 متر تخمین شده است. نظر به بقایای یافت شده یاروس‌های اصیل و .... را جدا کرده می‌توانیم.

دولومیت‌ها و سنگ‌های چونه تشکیل یافته ضخامت آن به 200 متر می‌رسد.

رسوبات پرم P2

این قسمت به نوبه خود به یاروس‌های مرغاب و پامیر تقسیم گردیده و در امتداد دریای سیغان از کانگلومیرات، ایفوزیف‌ها تشکیل شده که ضخامت تا 400 متر را دارا می‌باشد. در نواحی بدخشان رسوبات پرم فوقانی P2 از احجار سنگ های ورقه‌ای، سنگ چونه، دولومیت ها ترکیب شده به نام سیت بیگاو یاد می‌شود. ضخامت مجموعی آن 1800 متر بوده در قسمت تحتانی مقطع آن ولکانیت‌ها و در قسمت فوقانی سنگ های چونه به مشاهده می‌رسد.

سیستم تریاس: در این زون سیستم تریاس توسعه داشته به صورت ناموافقت زاویوی بالای رسوبات پرم موقعیت دارد. این رسوبات متشکل از سنگ‌های ریگی، الیورولیت‌، ایفوزیف‌ها می‌باشد. ضخامت مجموعی آن 1000 ـ 4000 متر است.

 

مگماتیزم:‌

در زون پاراپامیز آثار مگماتیزم بسیار زیاد توسعه دارد که اکثرا ترکیب آنها گرانیتی است و بتالیت‌های بزرگ را تشکیل می‌دهد. بتالیت‌ دوآب که عمر (P2-T1) را دارا می‌باشد علاوتا احجار ایفوزیفی در نقاط مختلف این زون گسترش وسیعی دارد.

 

 

 

تکتونیک:

در زون تکتونیکی پاراپامیز می‌توان منازل ساختمانی فارمیشنی ذیل را جداساخت:‌

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تهداب (PR3): احجار این منزل ساختمانی شدیدا تحول و چین و تاب خورده‌اند چین خوردگی‌های مذکور به اثر حرکات تکتونیکی بعدی مغلق گردیده با شکستگی‌های متنوع که سمت شمال و شمال شرق را دارا می‌باشد ارتباط می‌گیرند.

2ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تا D3: این منزل ساختمانی امکان دارد که دو و یا سه منزل فرعی تشکیل شده باشد. ترسبات منزل مذکور تریجنی بوده در شرایط جیو سینکلینال به وجود آمده این جیو سین کلاین از دوره پروتروزوی شروع در پالیوزوی تحتانی وسطی انکشاف آن ضعیف شده و نزدیک به شرایط پلاتفورمی گردیده است در دیون تحتانی وسطی شرایط خشکه حکمفرما گردیده است.

3ـ منزل ساختمانی فارمیشنی D3-P: تمام ترسبات این منزل ساختمانی جیو سینکلاینی بوده مربوط به فرورفتگی هرسین است. کامپلکس هرسین از دو فاز چین خورده تشکیل یافته که اولی در سرحد کاربن تحتانی وسطی و دومی بعد از پرم فوقانی فعالیت نموده است. در قسمت شرقی زون پاراپامیز فاز دومی رول عمده دارد. امکان دارد یک فاز ضعیف چین خوردگی بین C3 و P وجود داشته باشد.

4ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تریاس T:‌ترسبات این منزل ساختمانی نشان می‌دهد که از دوره پرم به بعد زون پاراپامیز شکل هارست انتی کلینور را دارا بوده ولی ساختمان این زون شکستگی های وجود دارد که می‌تواند سرحد بین ساختمان های آلپ و کیمبری باشد باید متذکر شد که در دوره نیوتکتونیک شکستگی‌های دیگر نیز تشکیل شده و به اثر موجودیت این شکستگی‌ها قسمت مرکزی هارست انتی کلینور ساختمان های هرسین به گرابن‌ها تشکیل و تبدیل شد.

معادن مواد مفیده:‌

چون در زون پاراپامیز احجار انتروزیفی توسعه زیاد دارد. پس امکان موجودیت معادن پولی میتال و قلعی باشد. بزرگترین معدن این زون معادن آهن حاجیگک است که فیصدی آن از 60 ـ‌65 می‌باشد.

از جمله معادن دیگر این زون معدن با ریت که در دو منطقه یافت می‌شود یکی از معادن که منشا هایدروترمالی دارند و دومی معدن در هرات است.

آبهای منرالی در نقاط مختلف این زون بوده و ارزش عمده عملی دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


زون تکتونیکی کابل

 

زون کابل نسبت به تمام زون‌های افغانستان مطالعه خوبتر گردیده است. با وجود آن هم از جمله مغلق ترین زون‌ها به شمار می‌رود. این زون تکتونیکی از چهار جهت (تمام جهات) ذریعه شکستگی‌های عمیق احاطه گردیده است.

F591A813

ستراتیگرافی:‌

در زون کابل ترسبات ارخی پروتروزوی، پالیوزوی، میزوزوی، کاینوزوی به سطح زمین برهنه گردیده است.

رسوبات ارخی پروتروزوی وسطی (AR-PR):‌این ترسبات در اطراف کوه‌های کابل،‌تنگ غارو و امتداد راه کابل چاریکار توسعه داشته به نام سویت شیردروازه یاد می گردد ضخامت احجار مذکور زیاده از 2000 متر بوده ترکیب آن عبارت از گنایس‌ها، شلیت‌ها، امفیبولیت‌ها، کوارسیت‌ها است. مقطع مکمل سویت مذکور در نشیب جنوبی کوه شیردروازه قرار دارد. خصوصیات عمده این سویت این است که توسط درجات بلند میتامورفیزم تحول یافته ذریعه اجسام انتروزیفی به خصوص گرانیتویید ها قطع گردیده است. هم چنان در ترسبات مذکور چین خوردگی‌های مختلف را مشاهده کرده می‌توانیم. بین این ترسبات و ترسبات میتامورفیکی پروتروزوی تحتانی وسطی پامیر اتحاد شوروی سابق شباهت وجود دارد. و عمر مطلقه آنها 1630 میلیون سال تخمین گردیده است.

ترسبات پروتروزوی فوقانی (PR3): این ترسبات به نام سویت های قروغ و ولایتی جدا گردیده است که عمدتا در نواحی جنوبی شهر کابل، کوه‌های چهلستون، کوه قروغ و بند قرغه به سطح زمین ظاهر گردیده است. و به صورت ناموافق زاویوی بالای ترسبات سویت شیردروازه قرار گرفته است. احجار سویت قروغ عبارت از شلیت‌ها، کوارسیت‌ها، امفیبولیت‌ها و کانگلومیرات‌های تحول یافته بوده ضخامت آن تا به 900 متر می‌رسد. مقطع ستراتوتیپ (مقطعی که مشخصات تمام دوره را تشخیص می‌کند) سویت مذکور در کوه قروغ موجود است ترسبات سویت ولایتی عبارت از سلانس‌های مسکویت، بیوتیتی، گرانات دار و مسکوویت ستراولیت می‌باشد. ضخامت سویت ولایتی تا 2000 متر می‌رسد. بین سویت قروغ و ولایتی سرحد موافق وجود دارد.

ترسبات ویند کیمبری:‌

رسوبات ویند کیمبری به نام سویت لوی خور بار الو توسط سلاوین جدا گردیده در نواحی شرقی شهر کابل، قرغه، ده سبز، نواحی ساحات خورد کابل، و نواحی راست دریای لوگر به سطح زمین برهنه شده مقطع مکمل آن (ستراتوتیت) در قسمت شرقی قریه ده سبز در دره لوی خور قرار داشته، ضخامت آن تا 900 متر تعیین شده است. در ابتدا یا در اساس سویت مذکور کانگلومیرات‌ها، سنگ ریگی، و بالاتر احجار ولکانیکی سلانس‌های سبز رنگ، مرمرها، کوارسیت‌ها موقعیت دارد، موجودیت طبقات مایل در بین کوارسیت‌ها و پایین بودن درجه تحول از خصوصیات این سویت است،‌سویت لوی خور با ترسبات ویند کیمبری زون هلمند مقایسه می‌گردد.

ترسبات اردوویک ـ سیلور (O-S): ترسبات اردوویک ـ سیلور به صورت موافق بالای تشکیلات ویند ـ کیمبری به صورت فرعی پیشنهاد گردیده است. این رسوبات به امتداد چپ راه غزنی قرار داشته از فلیت‌های خاکستری روشن، سنگ های ریگی، کوارسیت نما، طبقات نازک مرمر، و سنگ چونه ترکیب یافته ضخامت آن تا 1000 متر می‌رسد و عمر رسوبات مذکور به اثر مقایسه رسوبات قسمت فوقانی دریای لوگر تعیین گردیده است.

رسوبات دیون فوقانی D3:‌در قسمت جنوب شرقی زون کابل به صورت فرعی جدا گردیده امکان دارد این رسوبات با یک سرحد ناموافق زاویوی بالای ترسبات اردویک ـ سیلور قرار داشته باشد و متشکل از سنگ‌های ریگی کوارسیت نما، الیورالیت‌ها، کانگلومیرات‌ها و سنگ چونه می‌باشد. ضخامت آنها 300 متر اندازه‌گیری شده و عمر آنها به صورت فرضی تعیین گردیده است.

رسوبات کاربن C:‌این رسوبات با سرحد موافق بالای ترسبات دیون قرار داشته تنها در قسمت های شرقی زون کابل به شکل نوار گسترش دارد ترکیب رسوبات مذکور عبارت از سلانس‌های گل رس دار، سنگ چونه، توف،‌ لاوا، با ترکیب متوسط و قلوی می‌باشد. سنگ چونه در بین این رسوبات به شکل عدسیه‌های خورد و بزرگ می‌باشد. ضخامت متوسط این رسوبات تا 2000 متر می‌رسد امکان دارد در ترکیب ترسبات متذکره رسوبات پرم تحتانی نیز شامل باشد.

سویت خنگل: ترسبات این سویت با سرحد ناموافق بالای رسوبات سویت شیردروازه، لوی خور و طبقات کاربن موقعیت دارد و در اساس این سویت کانگلومیرات‌ها، سنگ‌های ریگی که ضخامت کم را دارا می‌باشد، موجود بوده و به صورت عمومی تمام سویت از سنگ چونه ترکیب یافته است در ترکیب سویت مذکور ترسبات پرم، تریاس و بعدا یورا شامل می‌باشد.

ضخامت مجموعی خنگل زیاد تر از 1000 متر است. درحصص مختلف آن بقایای عضوی پرم فوقانی، تریاس و یورای تحتانی به مشاهده می‌رسد.

ترسبات تباشیر K : ترسبات تباشیر به صورت عموم در قسمت‌های شرقی زون کابل در نواحی ماهیپر، تنگی غارو و شرق بگرام انتشار یافته است.

طبقات تباشیر به دو طبقه تحتانی و فوقانی جدا گردیده و متشکل از سنگ‌های ورقه‌ای سبز رنگ، سلانس‌های اسپیدی، طبقات و لنزهای سنگ چونه احجار ایفوزیفی می‌باشد، ضخامت مجموعی آن زیادتر از 1500 متر عمر این طبقات آلپ قبول شده در بعضی نواحی کاملا از احجار ایفوزیفی تشکیل شده رسوبات تباشیر ذریعه احجار ماورای قلوی پارچه شده که عین عمر را دارا می‌باشد. کتله اولترابازیت‌های لوگر نیز عمر  تباشیر را دارد.

گروپ کاینوزوی:

در این گروپ ترسبات نیوجن و دوره چهارمی قرار داشته ولی تا به حال ترسبات پالیوجن به اثبات نرسیده است.

رسوبات نیوجن:‌

این رسوبات در قسمت‌های مرکزی زون مذکور در فرورفتگی‌ها موقعیت دارد. رسوبات نیوجن بالای ترسبات دیگر به شکل ناموافق زاویوی قرار داشته متشکل از سنگ‌های ریگی،‌کانگلومیرات‌ها، ندرتا میرگل‌های مختلف رنگ تشکیل شده است، کانگلومیرات‌ها معمولا در قسمت‌های فوقانی این مقطع موقعیت داشته ضخامت آن به 1000 متر می‌رسد. این رسوبات را دانشمند فرانسوی به نام مینیسی، به نام سیری لته بند جدا کرد، ‌بعضی محققین عقیده دارند که ضخامت رسوبات نیوجن تا 2000 متر می‌رسد.


مگماتیزم:‌

در بین انتروزیفی زون کابل، ‌کامپلکس احجار انتروزیف‌ پروتروزوی، تباشیر و پالیوجن جدا می‌گردند.

احجار مگماتیکی پروتروزوی دو کامپلکس را تشکیل می‌دهد. کامپلکس پروتروزوی وسطی خیرخانه که از گرانیتوییدها تشکیل شده است. و کمپلکس پروتروزوی فوقانی که از ایفوزیف‌های ترکیب متوسط ترکیب یافته‌اند، احجار مگماتیکی تباشیر سه کمپلکس را تشکیل می‌دهد.

کامپلکس لوگر که از احجار ماورای قلوی تشکیل می‌دهد. کامپلکس دوبندی از احجار ایفوزیفی ترکیب قلوی ترکیب متوسط ترکیب یافته است. کامپلکس کابل که ترکیب احجار ایفوزیفی متوسط د اشته در  اطراف کابل دیده می‌شود. کامپلکس تباشیر بعدی عبارت از کامپلکس ارغنداب است که ترکیب آن گرانیتویید بوده در امتداد چپ راه کابل ـ‌غزنی به سطح زمین برهنه گردیده است.

 

احجار مگماتیکی پالیوجن ترکیب ماورای قلوی داشته در زون شکستگی‌های عمیق دیده می‌شود.

تکتونیک:‌

طوری که قبلا گفته شد زون کابل یکی از مغلق ترین زون ها محسوب شده که از تمام جهات توسط شکستگی‌های عمیق احاطه گردیده است. دراین زون منازل ساختمانی فارمیشنی ذیل جدا می‌شود:‌

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی پروتروزوی تحتانی و وسطی و قبل از بایکال: از احجار سویت شیردروازه که شدیدا تحول یافته تشکیل گردیده است. سرحد تحتانی این منزل ساختمانی واضح نبوده چین خوردگی‌ها امتداد عرض البلدی، شمال شرقی، جنوب غربی، طول البلدی را دارا است.

2ـ منزل ساختمانی فارمیشنی پروتروزوی فوقانی (بایکال): از فارمیشن سویت قروغ و ولایتی ترکیب یافته به صورت ناموافق زاویوی منزل ساختمانی اول قرار گرفته است. امتداد چین  خوردگی‌ها عرض البلدی بوده اکثرا اشکال ایزوکلینال را دارا می‌باشد.

3ـ منزل ساختمانی فارمیشنی ویند ـ یورا: (هرسین ـ‌کیمبری) رسوبات این منزل ساختمانی با سرحد ناموافق زاویوی بالای منازل فوق الذکر قرار دارد. فارمیشن‌های منازل ساختمانی مختلف بوده ترکیب مختلف دارد، فعالیت شدید تکتونیک در دوره کاربن صورت گرفته که معمولا در شرایط جیوسینکلینال به وجود آمده است.

4ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تباشیر تحتانی (آلپ قبلی): این منزل ساختمانی از فارمیشن‌های جیوسینکلینال اسپلیت و یا از کراتیفر و سلانس‌های اسپیدی تشکیل شده ضخامت آن زیاد از 2000 متر می‌باشد. چین خوردگی‌ها معمولا سمت شمال شرقی و جنوب غربی را دارا می‌باشد.

5ـ منزل ساختمانی فارمیشنی نیوجن ـ دوره چهارمی (تکتونیک جدید): فارمیشن این منزل ساختمانی قاره‌ای بوده و با یک سرحد ناموافق بالای منازل ساختمانی فوق الذکر قرار گرفته این رسوبات در فرورفتگی تکتونیک جدید قرار داشته و موقعیت افقی را دارا می‌باشد که زاویه افتادگی طبقات از 5 ـ‌10 درجه اندازه گیری شده. فرورفتگی‌های تکتونیک جدید در زون تکتونیکی کابل عبارت از فرورفتگی‌های کوه دامن، کابل،‌ چهاردهی، لوگر، پادشاه صاحب، سروبی و غیره می‌باشد.

شکستگی‌ها در زون تکتونیکی کابل زیاد بوده اکثرا مربوط حرکات تکتونیکی آلپ قبلی و تکتونیک جدید می‌باشد.

معادن مواد مفیده:

 معادن زون کابل به صورت درست تثبیت نگردیده معدن کوچک آهن در نزدیکی جبل السراج، پغمان، کرومیت در لوگر (ولسوالی محمد آغه) سنگ ریشه در قسمت شرقی شهر چاریکار (اطراف کوه صافی) و بگرامی، ظهور تالک در للندر و تنگی غارو گرافیت در بین احجار میتامورفی در منطقه لوگر در کوتل خرپیچک قرار دارد. همچنان در این زون از معادن گرانات می‌توان نام برد.

بزرگ ترین معدن این زون معدن مس عینک است علاوه بر آن رگ‌های مس در جای دیگر از قبیل دربند، جوهر و غیره یافت می‌شود. رگ‌های مس در بین احجار سویت لوی خور قرار داشته منشا آن رسوبی ـ میتامورفیکی و یا هایدروترمالی پیشنهاد گردید. معدن مذکور فعلا در مرحله اکتشاف خود قرار دارد. از جمله معادن دیگر زون تکتونیکی کابل می‌توان از مواد ساختمانی نام برد که اهمیت زیاد دارد. موجودیت آبهای زیرزمینی در حدود این زون قابل یادآوری است.

 


زون تکتونیکی هلمند:‌

زون تکتونیکی هلمند از جمله ساختمان‌ چین خورده آلپ قدیمی و یا قبلی به شمار می‌رود و مستقیما به منطقه چین خوردگی جوان بلوچستان ـ‌همالیا هم سرحد است. در نقشه تکتونیکی ریاست سروی معدن و جیولوجی به زون‌های فرعی هلمند، ترین و ارغنداب جدا می‌گردد.

 

86BD3066

 

 

 

ستراتیگرافی:‌

در زون هلمند تمام رسوبات از قبیل پروتروزوی، پالیوزوی، میزوزوی و کاینوزوی به مشاهده می‌رسد.

گروپ پروتروزوی: در این گروپ پروتروزوی تحتانی وسطی و هم چنان پروتروزوی فوقانی جدا گردیده است.

پروتروزوی تحتانی ـ ‌وسطی:‌

تشکیلات این دوره به نام سیری کنک یاد شده و در امتداد دریای هلمند از غرب به طرف شرق به صورت برآمدگی های جداگانه درقسمت شمال این زون گسترش دارد. سرحد این رسوبات از بالا و پایین تکتونیکی است، رسوبات مذکور را می‌توان به دو قسمت تقسیم نمود:‌

در قسمت تحتانی گنایس‌ها،‌گرانیتوگنایس، سلانس‌های کرستالی و امفیبولیت‌ها موقعیت دارند، شدت میتامورفیزم در این احجار یکسان می‌باشد و به فاسس الماندین ـ امفیبول مربوط است. عمر تشکیلات فوق الذکر به صورت فرضی تعیین گردیده و ضخامت آنها 5000 ـ‌6000 متر می‌رسد. در قسمت فوقانی سلانس‌های کرستالی با ورقه‌های کوارسیت، امفیبولیت‌ها ومرمرهای روشن مشاهده شده و گنایس کاملا از بین می‌روند. از نگاه درجه تحول به فاسس فرعی کوارتس البیت ـ‌الماندین و سلانس‌های سبز رنگ مربوط می‌باشد، قبلا ترسبات مذکور را به سیری کالو مربوط می‌ساختند، ضخامت آن به 3000 ـ 3500 متر بالغ می‌گردد.

پروتروزوی فوقانی PR3:

تشکیلات گروپ مذکور گسترش زیادتر داشته و می‌توان دو سلسله طبقات جداگانه راکه ازنگاه عمر به همدیگر مشابه‌اند به نام سیری چمن در امتداد دریای ارغنداب جدا کرد که متشکل از سلانس‌های سبز رنگ در قسمت تحتانی، فیلیت‌ها، سنگ ریگی، طبقات نازک سنگ چونه می‌باشد. در قسمت فوقانی سیری چمن ایفوزیف‌های قلوی وجود دارد که مربوط فارمیشن سپلیت ـ‌کراتوفیری است که مربوط به جیو سین کلینال می‌باشد،‌ضخامت آن به 1200 متر می‌رسد.

رسوبات ویند ـ‌کیمبری: به نام سویت اکراک جدا گردیده و به امتداد دریای ارغنداب جدا می‌گردد، رسوبات مذکور قبلا به نام سیری زرگران جدا شده بود. این رسوبات متشکل از کانگلومیرات‌ها، سنگ ریگی سنگ چونه و دولومیت‌ها می‌باشد.

ضخامت آنها تا 600 متر بالغ می‌گردد. بالای آن رسوبات اردویک قرار گرفته است که به قسمت تحتانی وسطی و فوقانی جدا می‌گردد.

قسمت تحتانی به نام سیری شیرین جدا نموده به صورت موافق بالای رسوبات ویند ـ‌کیمبری قرار دارد. متشکل از دولومیت‌ها، سنگ چونه،‌سنگ ریگی و الیورالیت‌ها می‌باشد، ضخامت سویت مذکور به 150 متر می‌رسد.

قسمت وسطی و فوقانی به نام سویت نوده جدا گردیده که بالای سویت شیرین به صورت موافق قرار دارند. ترکیب آن عبارت از تناوب طبقات باریک و روشن الیورالیت‌ها، سنگ ریگی و ریشه‌های سنگ چونه بوده که ضخامت 900 متر است.

سیستم سیلور:‌

به دو قسمت تحتانی و فوقانی جدا می‌گردد. قسمت تحتانی به نام سویت دیوالک یاد گردیده به صورت موافق بالای سویت نوده قرار داشته ترکیب آن عبارت از سنگ ریگی، کانگلومیرات‌ها، ‌الیورالیت‌ها و گراویلیت‌ها و سنگ چونه بوده که ضخامت 400 متر را  دارا می‌باشد.

قسمت تحتانی ـ‌فوقانی به نام سویت بادوکلی یاد شده بالای سویت دیوالک به صورت موافق قرار داشته متشکل از سنگ ریگی،‌ الیورالیت‌ها و سنگ چونه بوده که ضخامت آن تا 1000 متر می‌رسد.

سیستم دیون:

به سه قسمت تحتانی، وسطی و فوقانی جدا می‌گردد که در سواحل دریای ارغنداب و دریای شیرین به مشاهده می‌رسد. قسمت تحتانی وسطی به نام سویت کلان ده یاد گردیده است. به صورت موافق بالای ترسبات سیلور موقعیت داشته متشکل از سنگ چونه خاکستری گلابی، سنگ ریگی الیورالیت‌ها وسلانس‌های سبز رنگ بوده که ضخامت آن به 100 ـ 150 متر بالغ می‌شود.

قسمت فوقانی به نام سویت کندلان جدا گردیده با یک سرحد شستشو شده که در تهداب آن کانگلومیرات‌ها نیز به مشاهده می‌رسد. بالای سویت کلان ده و بعضا بالای سویت بادوکلی قرار دارد که ترکیب این سویت عمدتا عبارت از سنگ ریگی، الیورالیت‌ها و سنگ چونه بوده که ضخامت آن تا 350 متر می‌رسد.

سیستم های کاربن ـ پرم:‌

رسوبات کاربن و پرم به نام سویت شل کلی جدا گردیده گسترش آنها در بین دریای شیرین و ارغنداب به ظهور می‌رسد. سویت مذکور به صورت موافق بالای ترسبات سویت کندلان قرار گرفته است که متشکل از سنگ ریگی با تناوب الیورالیت‌ها و بعضا کانگلومیرات‌ها، گراویلیت‌ها و سنگ چونه می‌باشد. ضخامت آن تا 900 متر می‌رسد.

قسمت پرم به نام سویت چخان جدا گردیده و در سواحل دریاهای ارغنداب و شیرین به سطح زمین ظاهر می‌شود. به صورت ناموافق بالای سویت شل کلی قرار داشته ترکیب آن عبارت از طبقات خاکستری تاریک سنگ چونه و دولومیت که در تهداب آن کانگلومیرات‌ها قرار دارد می‌باشد، ضخامت این سویت 200 متر می‌رسد.

گروپ میزوزوی:

سیستم تریاس:

عمدتا از احجار کاربناتی متشکل بوده در اطراف ولسوالی مقر، ارزگان، همچنان در سواحل دریای ارغنداب ظاهر می‌گردد. تریاس به سه قسمت تحتانی وسطی و فوقانی جدا می‌شود. تریاس تحتانی به نام سویت نوروزی جدا گردیده که بالای ترسبات P3 به صورت ناموافق قرار داشته و ترکیب آن عبارت از سنگ‌ چونه میرگل دار می‌باشد. ضخامت آن به 70 متر می‌رسد. قسمت وسطی به نام سویت الاک زار جدا گردیده ترکیب آن عبارت از سنگ چونه طبقاتی می‌باشد. ضخامت طبقات مذکور 500 متر است. قسمت فوقانی به نام سویت علم‌غر جدا  گریده ترکیب آن عبارت از سنگ چونه مرمر شده و دولومیت‌های  خاکستری به سنگ چونه بریکچیایی می‌باشد. ضخامت آن تا 650 متر بالغ می‌گردد.

ترسبات تریاس ـ یورای تحتانی: به نام سویت ارغسو جدا گردیده با سویت علم‌غر سرحد موافق داشته متشکل از الیورالیت‌ها، سنگ‌های ریگی و سنگ چونه می‌باشد. سنگ چونه مذکور قسمت اعظم مقطع را تشکیل می‌دهد هم‌چنان در قسمت فوقانی میرگل سبز رنگ و گل نیز به مشاهده می‌رسد ضخامت آن 50 متر است.

سیستم یورا: ترسبات یورا به دو قسمت وسطی و فوقانی تقسیم می‌شوند:‌

قسمت وسطی ـ‌فوقانی: به نام سویت پایناوه جدا گردیده و در مناطقی که ترسبات تریاس یورای تحتانی به سطح زمین برآمده به مشاهده می‌رسد این سویت متشکل از سنگ چونه به طبقات ضخیم، الیورالیت‌ها و سنگ ریگی بوده که ضخامت آن 600 متر است و دارای مقدار زیاد فوسیل‌ها می‌باشد.

سیستم تباشیر: ترسبات تباشیر به دو قسمت تقسیم می‌شود:‌

ترسبات قسمت تحتانی به نام سویت گلا خیل و وراچاک جدا گردیده در ترکیب ترسبات مذکور عبارت از سنگ ریگی، کانگلومیرات‌ها،‌گراویلیت‌ها و سنگ چونه می‌باشد. که در ناحیه مقر و قلات به مشاهده می‌رسد. ترسبات مذکور بالای رسوبات یورا به صورت ناموافق قرار دارند که درتهداب آن کانگلومیرات‌ها مشاهده می‌شود و ضخامت آن به 850 متر می‌رسد.

یاروس‌های باریم ـ‌سینومان به صورت سرحد شستشو بالای ترسبات فوق الذکر قرار داشته و به نام سویت اناکی جدا گردیده این سویت متشکل از سنگ ریگی، سنگ چونه وکانگلومیرات‌هابوده که ضخامت آن تا 500 متر می‌رسد. عمر آن از روی بقایای فوسیل‌ها تعیین گردیده در قسمت فوقانی تباشیر سویت چاکانی جدا گردیده از گراویلیت‌ها، کانگلومیرات‌ها، سنگ ریگی و سنگ چونه متشکل بوده که بقایای عضوی در آن به اندازه کافی وجود دارد، ضخامت آن 1300 متر است.

گروپ کاینوزوی:‌

سیستم پالیوجن: در این زون تنها ترسبات پالیوجن وسطی (ایوسین) گسترش زیاد دارد و به صورت ناموافق زاویوی بالای ترسبات فوق الذکر که از نگاه عمر مختلف‌اند قرار می‌گیرد. ترکیب آن عبارت از داسیت‌ها، لیپاریت‌ها، لاوای بریکچیایی،‌توف‌ها و کانگلومیرات‌ بوده ضخامت آن 750 متر می‌رسد.

سیستم نیوجن: این ترسبات به صورت ناموافق زاویوی بالای ترسبات مختلف العمر قرار داشته ترکیب آن عبارت از کانگلومیرات‌ها، سنگ ریگی و گراویلیت‌ها بوده که ضخامت آن به 600 متر می‌رسد. عمر آن به صورت فرعی تعیین گردیدهاست.

سیستم چهارمی: عبارت از احجار ولکانیکی الوویالی دیلوویالی بوده ضخامت آن تا 700 متر می‌رسد. در قسمت تحتانی در داتسیت‌ ، لیپاریت و اندیزیت‌ها قرار داشته ودر قسمت فوقانی مقطع گل رس، سنگ ریگی حصه می‌گیرد.

مگماتیزم:‌

در زون تکتونیکی هلمند احجار مگماتیکی گسترش وسیع داشته که از نگاه عمر و ترکیب از همدیگر تفریق می‌شوند در این زون کامپلکس‌های ذیل جدا می‌گردند.

1ـ کامپلکس امفیبولیت‌ها پلاگیوگرانیت (PR­1-2)

2ـ کامپلکس سپلیت ـ‌ دیازکراتوفیر (K1)

3ـ کامپلکس گیپربازیت‌ها (K1)

4ـ کامپلکس گبرو دیوریت ـ پلاگیوگرانیت (K1)

5ـ کامپلکس گبرو سیانیت به گبرو دیوریت (K2-f2)

6ـ کامپلکس  اندیزیت ـ بزالت، اندیزیت ـ داتسیت (f)

7ـ کامپلکس گرانیتوییدها (f)

8ـ کامپلکس ولکانیکی و نیم ولکانیکی اندیزیت ـ‌داسیت (N2-Q)

 

تکتونیک :

تعداد زیاد علما زون تکتونیکی هلمند را  کتله وسطی می‌نامند و  عده دیگر ساختمان مذکور را به ساختمان های نیمه پلاتفورمی نسبت می‌دهند. ولی گروپ سوم از علما ساختمان مذکور را از جمله ساختمان‌های آلپ قبلی می‌داند نظر به تحلیل فارمیشن ها در این ساحه، چها رزون فرعی جدا می‌گردد که عبارت از زون فرعی ارغنداب، شیرین کلا خیل و شکاری به صورت عموم زون تکتونیکی هلمند شکل برآمدگی جیوانتی کلینال را دارا می‌باشد که در پهلوی آن فرورفتگی جیو سین کلینال فراه رود موقعیت حاصل نموده است.

در این زون چندین فاز چین خوردگی‌ فعالیت داشته که به ترتیب فاز اول بین پروتروزوی وسطی و فوقانی، دوم بین پروتروزوی فوقانی ویند که فاز بزرگ چین خوردگی محسوب می‌شود. سوم بین دیون چهارمی بین کاربن فوقانی ـ پرم تحتانی، پنجم بین یورا و تباشیر تحتانی، ششم بین تباشیر K1 و K2 و پالیوجن فاز هشتم بین پالیوجن و نیوجن و بالاخره فاز نهم بعد از نیوجن می‌باشد.

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی پروتروزوی تحتانی وسطی: ترسبات مذکور در شرایط جیو سین کلینال به وجود آمده هسته اکثری چین خوردگی را تشکیل داده است. این منزل ساختمانی مربوط به فاز چین خوردگی بایکال بوده، درجه تحول فوق العاده شدید می‌باشد.

2ـ منزل ساختمانی فارمیشنی پروتروزوی فوقانی: فارمیشن فلش مانند را تشکیل داده ضخامت آنها به چندین و یا تا 1100 متر می‌رسد. چین خوردگی‌های منزل ساختمانی عمدتا خطی بوده و توسط شکستگی‌های طولی و عرضی قطع گردیده است.

3ـ منزل ساختمانی فارمیشنی ویند ـ یورا: در شرایط پارا جیوسین کلینالی به وجود آمده ضخامت 10000 متر را دارا می‌باشد. در این منزل ساختمانی فارمیشن های کاربناتی ـ‌تریجنی کاربناتی و تریجنی جدا می‌گردد.

4ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تباشیر تحتانی و سیلور: متشکل از فارمیشن کاربناتی تریجنی ولکانیکی بوده اکثرا در فرورفتگی ها دیده می‌شود.

5ـ منزل ساختمانی فارمیشنی K2-f:‌فارمیشن اروجینی بوده از دو قسمت تحتانی که از فارمیشن مولاسی تشکیل شده با یک سرحد ناموافق بالای رسوبات قدیمه قرار می‌گیرد در قسمت فوقانی از فارمیشن پرفیری و ایوسین ترکیب یافته است.

6ـ‌منزل ساختمانی فارمیشنی N-Q: فارمیشنی مولاسی را تشکیل داده و به سه قسمت تقسیم می‌شوند. قسمت تحتانی از ترسبات مولاسی دوره نیوجن ترکیب یافته و فرورفتگی را پر می‌نماید. قسمت وسطی مربوط به فارمیشن ایفوزیفی بوده که از اندیزیت ـ‌داتسیت ترکیب یافته است و قسمت فوقانی ترسبات دوره چهارمی راتشکیل می‌نماید.

 

معادن مواد مفیده زون هلمند:‌

معادن مواد مفیده در زون هلمند گسترش وسیع داشته زیادتر منشا هایدروترمالی و سکارنی دارند. که این معادن با کتله گرانیتوییدی ارغنداب ارتباط دارد. از جمله معادن عمده در این زون طلا است. که در منطقه مقر و قندهار قرار دارد. معادن دیگراین زون معادن سرب و جست بی‌بی‌گوهر است که مربوط به کتله ارغنداب می‌گردد. علاوه بر آن در این زون آهن هایدروترمالی، کروم، مس، قلعی، ولفرام و غیره دیده می‌شود.

 

 

 


زون تکتونیک فراه رود:

زون تکتونیک فراه رود برای اولین بار در سال 1968 توسط سلاوین به حیث یک زون تکتونیکی مستقل جدا گردید، فرورفتگی فراه رود قسمت غربی و جنوب غربی کوهستان هزاره جات را احتوا نموده است. شکل زون مذکور فانه مانند بوده، طول آن 650 کیلومتر، عرض اعظمی آن 300 کیلومترو ساحه 850 کیلومتر مربع را احتوا نموده است.

 

AD827EA

ستراتیگرافی:‌

گروپ پرورتروزوی: از جمله احجار این گروپ تنها قسمت فوقانی پروتروزوی فوقانی تعیین گردیده که به نام سیری پشت سبز یاد می‌شود. سیری مذکور از ترسبات سرخ رنگ سنگ های ریگی الیورالیت‌ها، دولومیت‌ها و بازالت ترکیب یافته است. تمام ترسبات  توسط شتوک‌های پرفیرو کوارسیت قطع گردیده است. ضخامت ترسبات مذکور تا 420 متر اندازه گیری شده احتمال می‌رود ضخامت حقیقی آن فوق العاده زیاد باشد.

گروپ پالیوزوی:

ترسبات کاربن پرم تحتانی:  ترسبات مذکور از حوزه دریای قره جنگل در تحت رسوبات یورا و تباشیر قرار دارد. این رسوبات متشکل از سنگ ریگی سیاه رنگ، سلانس‌ها، الیورالیت‌ها با ورقه‌های نازک سنگ چونه ترکیب یافته ضخامت عمومی آن 4000 ـ‌5000 متر است.

سیستم پرم: ترسبات غیر منقسمه پرم در انتهای شمال غربی زون دیده شده متشکل از سنگ‌های چونه، دولومیت‌ها و احجار تریجنی ولکانیکی می‌باشد. ضخامت آن تا حدود 350 متر اندازه‌گیری شده است.

گروپ میزوزوی: ترسبات غیرمنقسمه ایند ـ‌کارنی در ناحیه شمال غربی این زون گسترش داشته و تحت سیری دروازه جدا می‌گردد، سیری مذکور متشکل از طبقات غیر تناوب سنگ‌های ریگی سلانس‌ها، الیورالیت‌ها، سنگ چونه، کانگلومیرات ها ، توف و لاوای بزالتی و اندیزیت پرفیری ترکیب یافته است. ضخامت آن از 200 ـ 2500 متر اندازه گیری شده و ترسبات آت، لیاس در حوزه دریای قره جنگل گسترش داشته از این رو به نام سیری قره جنگل و شیوا این رسوبات متشکل از طبقات متجانس سنگ های ریگی، سلانس‌های گلی و الیورالیت‌ها می‌باشد.

توسط رسوبات یورای وسطی پوشیده شده ترسبات پایین دارای ضخامت عمومی 2000 متر می‌باشد.

ترسبات یورای فوقانی و وسطی نیزدر حوزه دریای قره جنگل به مشاهده رسیده است. تمام رسوبات مذکور تحت سیری شنکی (شانه کی) جدا گردیده متشکل از سنگ های چونه بوده و سنگ های ریگی آهک دار می‌باشد. ضخامت عمومی آن در حدود 300 متر بوده و به صورت ناموافق با سیری قره جنگل قرار دارد.

ترسبات J3-K1:‌

رسوبات مذکور گسترش فوق العاده زیاد داشته و دارای ساختمان و ترکیب به خصوص است. انتهای شمال غربی زون زوری به سیری فرعی بیروی و زوری جدا می‌گردد.

سیری زوری (3000 ـ‌5000) متشکل از سلانس‌های سیاه رنگ، الیورالیت‌، سنگ های ریگی، سنگ چونه کانگلومیرات است. در بین احجار مذکور تشکیلات ولکانیکی نیز به مشاهده می‌رسد.

سیری زوری (3000 متر) متشکل از سلانس‌های گلی، ا لیورالیت‌ها و ورقه سنگ های چونه، سنگ ریگی، کانگلومیرات‌ و ولکانیت‌های ترکیب مختلف است.

ترسبات مذکور در قسمت مرکزی فرورفتگی فراه رود زون فرعی خاشرود، به دو سیری نوزاد و الیکوه، جدا می‌گردد.

سیری نوزاد (1000 ـ 1500 متر) از پرفیریت‌ها دیابازی  اندیزیتی تحول یافته با ورقه‌های الیورالیتی سلانس‌ها، سنگ‌های چونه ترکیب یافته سیری الیکوهی (2000 ـ 4000 متر) متشکل از سنگ های ریگی و الیورالیت‌های آهکی خاکی مایل به سبز با ورقه های سنگ چونه میرگل، کانگلومیرات ولکانیت‌های ترکیب متوسط و قلوی می‌باشد. عمر آنها تقریبی تعیین شده است.

سیستم تباشیر:‌

ترسبات مذکور تحت سیری پیساوزار جدا گردیده از طبقات تناوب منظم سنگ‌های ریگی الیورالیت، ارگیلیت، سنگ  چونه و کانگلومیرات ترکیب یافته است، ضخامت آن از 2000 ـ 3000 متر  اندازه‌گیری شده عمر آن از روی بقایای عضوی تعیین شده است.

ولاژین ـ گستریف تحت سیری زردآب جدا گردیده و متشکل از سنگ های ریگی الیورالیت‌ها، ارگیلیت‌ها با عدسیه‌های سنگ  چونه و میرگل اند ضخامت مجموعی آن در حدود 3000 متر است.

باریم ـ آب به صورت عمومی از ترسبات کا ربناتی و کاربناتی تریجینی تشکیل یافته که دارای مقادیر زیاد فوسیل‌های متنوع است که ضخامت آنها تا 2000 متر می‌رسد.

ترسبات آب فوقانی آلپ در نقاط محدود زون باقیمانده از کانگلومیرات‌های سرخ رنگ و لکانیت‌های ترکیب متوسط و قلوی سنگ ریگی و سنگ چونه تشکیل گردیده است. این رسوبات به نام سیری پنج  انگشت یاد می‌شود که ضخامت آن در حدود 400 متر است. بالاتر از ترسبات سرخ رنگ تباشیر فوقانی موقعیت دارد که ضخامت آن به 5000 متر می‌رسد و متشکل از سنگ ریگی و سنگ چونه و کانگلومیرات است.

 

گروپ کاینوزوی:‌

سیستم پالیوجن:

ترسبات میوسن و الیگوسن تحت سیری شیندند جدا گردیده از سنگ های ریگی کانگلومیرات‌ها و ولکانیت‌های ترکیب متوسط و قلوی ترکیب یافته، ضخامت آن تا به 2000 متر می‌رسد. رسوبات الیگوسن به شکل جداگانه تعیین شده در این فرورفتگی به نام سیری تیوره یاد می‌شود. سیری مذکور ازتناوب سنگ های ریگی سرخ رنگ الیورالیت‌ها، ارگیلیت‌، ولکانیت‌های تیزابی و متوسط با ورقه‌های کانگلومیرات و گراویلیت ترکیب یافته ضخامت عمومی آن در حدود 1600 متر است.

سیستم نیوجن: ترسبات فرورفتگی های محلی این زون را پر نموده و از کانگلومیرات‌های بزرگ دانه گراویلیت‌ها، سنگ های ریگی، الیورالیت‌ها ترکیب یافته ضخامت آن تا 700 متر است.

سیستم چهارمی: ترسبات آتشفشانی و یا ولکانیکی دیده می‌شود.

مگماتیزم:

 این تشکیلات  عبارت از احجار فارمیشن‌های هایپربازیت، دیاباز، دیوریت، گبرموناسیت، دیوریتی، اندیزیت، داسیتی (رسوبات ولکانیکی گرانوتوییدی و دیاباز دیوریتی (دایک‌ها)‌ترکیب یافته باید متذکر شد که در مجموع فعالیت انتروزیف‌ در زون فراه رود ناچیز است.

تکتونیک:

 نظر به خصوصیات تکتونیکی در زون فراه رود می‌توان منازل ساختمانی ـ فارمیشنی ذیل را جدا کرد.

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تهداب (قبل از کیمبری): این منزل درهیچ نقطه زون به سطح زمین ظاهر نگردیده نظر به مدارک کمسیون المانی در قسمت شرقی زون به عمق 1100 متر در ناحیه غربی به عمق 400 متر موقعیت دارد. در بالای ساختمان منزل و نوع چین خوردگی ها معلومات در دست نیست.

2ـ منزل ساختمانی فارمیشنی جیوسینکلاینی (کاربن تباشیر قبلی): به دو منزل فرعی جدا می‌گردد،‌تحتانی مرکب از طبقات الیورالیت، سلانس‌های گلی سنگ های ریگی عمر کاربن ـ پرم تحتانی می‌باشد. ضخامت آن و کناره‌های زون  به 5000 متر می‌رسد. پرم فوقانی از ترسبات کاربناتی با ضخامت 300 ـ‌500 متر ترکیب یافته است. پرم وسطی مرکب از ترسبات تریاس بوده است که از  ارگلیت‌ها، الیورالیت‌ها، سنگ‌های ریگی متشکل بوده فارمیشن اسپیدی را  تشکیل می‌کند. و ضخامت آن در حدود 3000 ـ 4000 متر می‌باشد. موجودیت ترسبات عمر تریاس، به خصوص تحتانی و وسطی دارا است.

در یورای وسطی درجه فرورفتگی تنزیل یافته ترسبات و ارگیلیت تشکیل شده است. منزل ساختمانی فرعی فوقانی مرکب از پرفیریت‌های دیابازی (سپلیت‌ها) و انواع تیزابی آن کراتوفیر می‌باشد. تشکیل رسوبات مذکور در شروع تباشیر قبلی صورت گرفته است. بالاتر از طبقات ضخیم 4000 متر فارمیشن‌های کاربناتی تریجنی ترکیب یافته است. چین خوردگی‌ این منزل ساختمان خطی و طویل ایزوکلینال می‌باشد.

3ـ منزل ساختمانی فارمیشنی  اروجینی آلپ قبلی:‌به دو منزل فرعی جدا می‌گردد. چین خوردگی‌ آن در منزل ساختمان جیوسین کلینال تفاوت دارد،‌چین خوردگی‌ها  میلان کم داشته تحت زاویه 30 ـ‌50 درجه قرار می‌گیرد.

4ـ منزل ساختمانی فارمیشنی نیوتکتونیک: فارمیشن مولاسی فوقانی را تشکیل داده از ترسبات دانه دار ترکیب یافته معمولا گرابن‌های کم عرض را پر می‌کند. زون تکتونیکی فراه رود یک گرابن سین کلینور فوق العاده بزرگ است که به طرف غرب و جنوب غرب وسیع و عمیق می‌گردد. شکستگی‌ها دراین زون باعث شده که در مجموع زون شکل فانه مانند را اختیار کند. سرحد شمالی و جنوب شرقی آن توسط شکستگی‌های عمیق احاطه شده است. امکان دارد که سرحد غربی زون شکستگی باشد که زون مذکور را از زون جیوسینکلینال ایران شرقی جدا می‌سازد. از طرف شمال شکستگی‌ها قبلی مغلق بوده احتمال دارد سترکچر های هرسین بالای سترکچر های زون فراه رود به شکل رو تاخت قرار گرفته باشد. علاوه بر آن در محدوده زون فراه رود شکستگی‌های طولی نیز دیده می‌شود که از نگاه عمق جوان‌ترین شکستگی‌ها باشد.

مواد مفیده:‌

زون تکتونیکی فراه رود در حال حاضر از  نگاه مواد مفیده آن قدر غنی نمی‌باشد. در مجموع ظواهر معدنی پولی میتالی در قسمت شمال زون و سیماب و در قسمت های مرکزی زون دیده می‌شود. چون احجار ولکانیکی دوره معاصر و دوره چهارمی درنقاط مختلف زون مذکور گسترش دارد از اینرو امکان دارد که مواد مفیده متنوع به آن ارتباط داشته باشد.

ساحه چین خوردگی آلپ بعدی:‌

ساحه چین خوردگی آلپ بعدی و یا آلپ جوان درنواحی جنوب شرق افغانستان موقعیت داشته به امتداد سلسله کوه سلیمان و کوه‌های مجاور آن مشاهده می‌رسد. این ساحه توسط شکستگی بزرگ چمن از ساحه چین خوردگی‌ آلپ قبلی جدا می‌گردد. قسمت عمده این ساختمان در منطقه بلوچستان واقع است نظر به خصوصیات جیولوجیکی و تکتونیکی در اینساحه می‌توان زون‌های کتواز و ترنک را جدا کرد.

زون کتواز: این زون برای اولین بار به وسیله سلاوین ومیرزاد در سال 1969 جدا گردیده و شکل سین کلینور را دارا می‌باشد. این زون توسط شکستگی بزرگ چمن ـ قلات از زون ترنک و شکستگی گردیز از زون کابل جدا می‌گردد.

قدیمی‌ترین احجار کتواز در قسمت شرقی آن در ناحیه خوست و ارگون وجود دارد. که تهداب این زون را تشکیل می‌دهد این احجار متشکل از سلانس‌ها، سلیت‌ها بوده که عمر قبل از کیمبری را دارااند.

ترسبات پالیوزوی در جنوب خوست مشاهده شده سرحد آن با احجار تهداب دیده نمی‌شود. زیرا به امتداد شکستگی بزرگ در بین احجار ماورای قلوی موقعیت حاصل نموده‌اند. این احجار متشکل از کانگلومیرات‌های سنگ‌های چونه کرستال سفید رنگ می‌باشد. ضخامت آن در حدود 200 متر است. عمر آنها به صورت تقریبی قبل از کاربن پرم تعیین گردیده است. همچنان در بین احجار مذکور ترسبات ولکانیکی ترکیب مختلط دیده شده که عمر کاربن تحتانی را دارا می‌باشد.از جمله گروپ میزوزوی ترسبات تریاس و یورا در قسمت شرقی و شمال شرقی زون مذکور توسعه دارد. این ترسبات به صورت ناموافق بالای ترسبات قدیمه موقعیت حاصل نموده است. ترسبات تریاس به سیستم‌ها جدا نگردیده متشکل از سنگ‌های چونه، سلانس‌ها و سنگ‌های ریگی می‌باشد. ترسبات یورا از ارگلیت‌ها، سلانس‌های گلی، سنگ‌های ریگی با طبقات نازک سنگ چونه ترکیب یافته است. ضخامت آن 1200 متر بوده و عمر آنها از روی بقایای مواد عضوی، یورا تحتانی وسطی تثبیت شده است. یورای فوقانی و قسما تباشیر تحتانی به صورت موافق بالای ترسبات یورای تحتانی ـ وسطی موقعیت داشته از کانگلومیرات‌ها سنگ های چونه، طبقات نازک سنگ های ریگی ترکیب یافته است.

سیستم پالیوجن در زون کتواز توسعه زیاد  داشته قسمت اعظم ساحه مذکور را احتوا نموده‌اند. و به سه قسمت تقسیم می‌شوند. پالیوجن تحتانی (پالیوسن) متشکل از کانگلومیرات‌ها سنگ های ریگی، الیورالیت‌ها، سنگ چونه و احجار ولکانیکی ترکیب متوسط و قلوی می باشد  وبه صورت عموم در قسمت های شمال شرق زون به مشاهده می‌رسد. ضخامت مجموعی این قسمت مقطع در حدود 1200 متر اندازه گیری شده است. از روی فوسیل‌های رهنما عمر این قسمت مقطع پالیوسن و ایوسن تحتانی وسطی تعیین شده است. قسمت تحتانی وسطی ایوسن وسطی نیز به صورت جداگانه تعیین شده به نام طبقات دوبندی یاد می‌گردد که از گل، سنگ چونه، ‌میرگل، سنگ ریگی، ارگلیت متشکل بوده ضخامت آن تا 1300 متر می‌رسد.

ایوسن وسطی و فوقانی،  الیگوسن و میوسن در نواحی خوست به مشاهده رسیده از طبقات سنگ ریگی، کانگلومیرات‌ها میرگل تشکیل شده به صورت موافق بالای ترسبات دوبندی قرار دارد. توسط طبقات نیوجن و دوره چهارمی به صورت ناموافق پوشانیده می‌شود. ضخامت طبقات مذکور تا 2000 متر می‌رسد. ترسبات نیوجن در زون تکتونیکی کتواز توسعه کم داشته از کانگلومیرات‌ها سنگ‌های ریگی ترکیب یافته، ضخامت آنها در حدود 150 متر تخمین گردیده اکثرا فرورفتگی‌ را پر می‌نماید.

مگماتیزم:‌

در کتواز احجار انتروزیفی محدود بوده فقط در قسمت‌های شمال شرقی آن به مشاهده می‌رسد.

1ـ احجار ماورای قلوی پالیوجن وسطی که از دونیت، پیردوسیت و پیروکسنیت‌ها ترکیب یافته و مربوط به کامپلکس ماتون می‌باشد.

2ـ احجار ایفوزیفی که ترکیب لاوا بریکچیه، توف، اندیزیتی، و داسیتی بوده عمر تباشیر تحتانی را دارااند.

تکتونیک:‌

طوری که قبلا گفته شد زون کتواز از جمله ساختمان‌های آلپ بعدی بوده جز از ساختمان جیو سین کلینال مکران و بلوچستان به شمار می‌رود. در این زون منزل های ساختمانی فارمیشنی ذیل جدا می‌شود:‌

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تهداب: ‌این منزل ساختمانی ازاحجار متحوله تهداب که عمر قبل از کیمبری دارند تشکیل گردیده و ترکیب آن فوق العاده تحول یافته می‌باشند.

2ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تحتانی پالیوزوی:‌ از احجار پالیوزوی ترکیب یافته گسترش آنها در سطح زمین محدود است. و چین خوردگی به صورت واضح دیده می‌شود. این منزل ساختمانی با یک سرحد ناموافق زاویوی از منزل تهداب جدا می‌شود.

3ـ منزل ساختمانی فارمیشنی وسطی یا میزوزوی: به صورت ناموافق بالای منزل تحتانی قرار داشته امتداد چین خوردگی‌ها درآن شمال شرق و جنوب غرب است.

4ـ منزل ساختمانی فارمیشنی فوقانی یا پالیوجن: به صورت ناموافق زاویوی قرار داشته امتداد چین خوردگی‌ها در آن شمال شرق و جنوب غرب است.

4ـ منزل ساختمانی فارمیشنی فوقانی یا پالیوجن: به صورت ناموافق زاویوی قرار داشته از فارمیشن جیوسین کلاینی تریجنی، فلیشی و کاربناتی متشکل‌اند. چین خوردگی‌ها در این منزل سمت شمال و شمال شرق را دارا بوده و ضخامت آن تا 5000 متر می‌رسد.

5ـ منزل ساختمانی فارمیشنی تکتونیک جدید:‌از ترسبات پالیوجن فوقانی ونیوجن ترکیب یافته بدون چین و تاب خورده بوده  این منزل ساختمانی مربوط فارمیشن اروجینی می‌باشد.

معادن مواد مفیده:‌

دراین زون معادن کم بوده ظواهر معدنی سنگ ریشه، آهن، سرب، جست، در نواحی خوست دیده می‌شود که در حال حاضر ارزش اقتصادی ندارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


زون تکتونیکی ترنک:‌

در قسمت شمال غربی و غربی زون تکتونیکی کتواز موقعیت دارد. مقطع ستراتیگرافی زون ترنک نسبت به زون کتواز تا  اندازه متفاوت است. در مقطع زون ترنک قسمت تحتانی یعنی ترسبات تباشیر تحتانی شباهت زیاد به زون هلمند، زون فرعی ارغنداب دارد. اما قسمت فوقانی مشابه به زون کتواز است. به این دلیل زون ترنک تا به حال موقعیت تکتونیکی مشخص را حاصل نه نموده است.  

7244D7C6

 

 از زون ترنک که سترکچر برآمده رادارا می‌باشد رسوبات تهداب زون کتواز نیز به مشاهده می‌رسد که مربوط به پروتروزوی وسطی بوده در نواحی قلات به سطح زمین برآمده است.

این رسوبات از سلانس‌ها، کوارسیت‌ها و طبقات نازک مرمر ترکیب یافته ضخامت آن تا 1000 متر می‌رسد. بالای طبقات پروتروزوی وسطی احجار تباشیر تحتانی قرار گرفته که متشکل از سنگ ریگی، سنگ چونه طبقات توف و دیاباز می‌باشد. این  ترسبات مشابه به ترسبات تباشیر در زون تکتونیک فراه رود است ضخامت مجموعی آنها از 500 تا 1000 متر می‌رسد. بالای ترسبات مذکور طبقات ضخیم سنگ چونه موقعیت داشته دارای مقدار زیاد فوسیل‌های بریم است. در قسمت زون ترنک طبقات ضخیم توف‌ها مشاهده شده که موقعیت آنها بالاتر از سنگ چونه می‌باشد.

ضخامت این طبقات 4000 متر تخمین گردیده است. باید گفت در این طبقات سنگ های چونه فوسیل‌دار به نظر می‌رسد که از روی بقایای عضوی مربوط به باریم ـ‌اپ است، بالای طبقات تباشیر تحتانی سنگ چونه تباشیر فوقانی قرار دارد که مشابه ترسبات زون هلمند  فراه رود می‌باشد. بالاتر طبقات توف،‌ اندیزیت ها لاواها به نظر می‌رسد که عمر پالیوجن را دارااند علاوه بر آن در این جا سنگ ریگی، سلانس و سنگ چونه به نظر می‌رسد که شباهت زیاد به زون کتواز داشته اما ضخامت آن تا اندازه کم است. این رسوبات با طبقات فلیشی پالیوجن زون کتواز مشابه می‌باشد. ضخامت رسوبات مذکور به چند 1000 متر می‌رسد. رسوبات نیوجن و دوره چهارمی عینا مانند رسوبات زون کتواز است. که تنها ازروی کمبود ضخامت آن تفکیک می‌گردد.

مگماتیزم، و تکتونیک این زون مشابه به زون کتواز بوده و زون مذکور از نگاه مواد مفیده در حال حاضر فقیر می‌باشد.

 


ساحه چین خوردگی کیمبری قبلی شمال افغانستان

در شمال افغانستان درسال‌های اخیر ساحه مستقل جدا شده که مربوط به چین خوردگی کیمبری قبلی می‌باشد. این ساحه از انتهای غربی افغانستان (سرحد افغانستان با ایران) شروع و تا نواحی شمال شرق کشور ادامه دارد. و توسط شکستگی های عمیق از دیگر مناطق جدا می‌گردد.

این ساحه در نقشه تکتونیک  به نام زون بند ترکستان نشان داده شده که اصطلاح مذکور کاملآ دقیق نمی‌باشد زیرا نظر به مشخصات تکتونیکی ساحه چین خوردگی بند  ترکستان مستقل از دو زون جداگانه سرخ آب (زون جنوبی) و بالا مرغاب (زون شمال) جدا می‌گردد.

 

 

 

ساحه چین خوردگی بند ترکستان:‌

 

C79D4555

 

در تمام ساحه بند ترکستان  احجار تباشیر پالیوجن وسیعا به سطح زمین برهنه شده است احجار پالیوزوی در قسمت جنوبی و احجار تریاس در بعضی نقاط به چشم می خورد. تهداب این ساحه رااحجار پروتروزوی و پالیوزوی تشکیل داده‌اند. احجار پرورتروزوی عبارت از سلانس‌های ترکیب مختلف مرمرها بوده ضخامت آن بشتر از 3000 متر است. عمر این ترسبات پرورتروزوی وسطی وتحتانی تعیین گردیده است.

بالاتر از آن سلانس‌های کوارس، کلوریت ، فلیت‌ها، کوارسیت‌ها با ضخامت 2000 متر قرار دارد که عمر آن پرورتروزوی فوقانی است. گروپ پالیوزوی، از رسوبات سیلور، دیون آغاز می‌یابد. این رسوبات متشکل از سنگ‌های ورقه‌ای، سنگ ریگی، دولومیت‌ها بوده ضخامت آن تا 500 متر می‌رسد، بالای آن طبقات ضخیم 4000 متری سلانس‌ها، سنگ ریگی، فلیت‌ها،‌ احجار ولکانیکی وجود دارد که  مربوط کاربن تحتانی را از کاربن وسطی و فوقانی جدا می‌نماید. کاربن فوقانی پرم متشکل از سنگ ریگی، کانگلومیرات‌های سرخ رنگ بوده ضخامت آن به 4000 متر می‌رسد، بالاتر از آن به صورت ناموافق زاویوی ترسبات تریاس موقعیت دارد.

ترسبات پرم:‌

ترسبات پرم در نواحی غربی ساحه مذکور توسعه زیاد داشته متشکل از ترسبات تریجنی سرخ رنگ از قبیل کانگلومیرات‌، سنگ ریگی و قسمتا سنگ های چونه بوده ضخامت ترسبات مذکور به 4000 متر می‌رسد. مربوط به فارمیشن مولاسی  وعمر چین خوردگی هرسین می‌باشد. این طبقات در اکثر مناطق با سرحد ناموافق زاویوی توسط ترسبات تریاس پوشانیده شده است.

سیستم تریاس:‌

رسوبات تریاس در فرورفتگی‌های جیو سین کلینال تشکیل گردیده و به سه قسمت (تحتانی، وسطی و فوقانی) جدا می‌گردد. تریاس تحتانی در تمام مقاطع تریاس زون جنوبی و زون شمالی تثبیت گردیده است. در نواحی غربی زون جنوبی این ترسبات متشکل از طبقات ولکانیکی و تریجنی می‌باشند که ضخامت آنها از 700 ـ 1400 متر می‌رسد. در بین طبقات بعضا سنگ‌های  چونه نیز دیده می‌شود. درترکیب این رسوبات سویت‌ها جوزینف چاه خاکف سپیز او جدا می‌گردد. در زون بالا مرغاب ضخامت تریاس تحتانی از 100 ـ 200 متر تغییر نموده معمولا از کانگلومیرات‌ها و سنگهای ریگی تشکیل شده‌اند.

رسوبات تریاس وسطی در تمام نقاط گسترش زیادتر داشته مکمل‌ترین مقطع رسوبات (یاورس لادین) درناحیه قریه دوآب میخ زرین تشریح گردیده است. این مقطع از کانگلومیرات‌های سرخ رنگ در قسمت‌های مقطع ترتیب یافته بالاتر از آن البیت‌های آهکی و سنگ ریگی دیده می‌شود. به طرف شمال زون مذکور احجار مذکور کاملا به احجار ولکانیکی ترکیب متوسط وتیزابی با ورقه‌های نازک احجارتریجنی تعویض می‌شود، ضخامت رسوبات مذکور از  200 ـ‌2500 متر تغییر نموده در ترکیب آن سویت‌های ایر مالک و شکر دره جدا می‌گردد. تریاس وسطی درغرب هرات منجمله یاروس انیزی از طبقات کاربناتی وتریجنی احجار ولکانیکی تشکیل گردیده است. ضخامت ترسبات مذکور از 180 ـ‌900 متر تغییر می‌نماید. تریاس وسطی را به سویت های کمرزرد، سنگ جر، خواجه موزدان جدا نمودند.

تریاس وسطی در زون بالا مرغاب از سنگ ریگی،‌الیورالیت‌ها،‌ارگلیت‌ها ورق های کانگلومیرات‌ها، سنگ چونه با طبقات  احجار ولکانیکی، ترکیب گردیده و در جناح شمالی سلسله کوه بند ترکستان به سطح زمین برهنه گردیده است. ضخامت آن دراین جا تا به 1000 متر می رسد. تریاس فوقانی (یاروس کارنی،‌نوری) در ساحه زون‌های فوق الذکر توسعه زیاد داشته به صورت مجموع (به استثنای منطقه میخ زرین) مطالعه می‌گردد. این رسوبات متشکل از فلیش‌های ارگلیتی، تشکیلات ارگلیتی تریجنی با ورقه‌های نازک سنگ های چونه و توف‌ها می‌باشد. ضخامت آن تا 3000 متر می رسد. علاوه بر آن رسوبات مذکور توسط چاه‌های برمه که درساحه برآمدگی شبرغان حفر گردیده نیز تثبیت گردیده است. رسوبات اپت به صورت عمومی از احجار ولکانیکی ـ‌تریجنی ترکیب یافته که در زون سرخ آب ظهور کرده و ضخامت آن به 3500 متر می‌رسد.

رسوبات یورا:‌

در ساحه بند ترکستان رسوبات یورا توسعه زیاد نداشته و تمام معادن ذغال کشور به آن مربوط است. یورای تحتانی (سویت ریگ بولک) از طبقات سنگ ریگی الیورالیت‌ها و ارگلیت‌های ذغال دار و  همچنان کانگلومیرات‌ها تشکیل گردیده است. ضخامت رسوبات مذکور از 100 ـ 2000 متر می‌رسد. در نواحی شرقی علاوه بر طبقات فوق الذکر احجار ایفوزیفی ترکیب متوسط و تیزابی به مشاهده می‌رسد.

یورای وسطی ( سویت شباشک) از ارگلیت‌ها، سنگ ریگی با ورقه‌های ذغال تشکیل شده، ضخامت آن از 200 ـ 1300 متر می‌رسد. یورای فوقانی به یاروس‌های کلیوفی، آکسفورد، کیمبری تیتون تقسیم و رسوبات کیلوفی در منطقه معدن دودکش از کانگلومیرات‌های سنگ ریگی، الیورالیت‌ها و سنگ چونه تشکیل شده است. ضخامت آن از 300 ـ 1100 متر در تغییر می‌باشد. یاروس آکسفورد از سنگ چونه، گل‌های گچ دار،‌الیورالیت‌ها و سنگ ریگی ترکیب یافته ضخامت آن از 300 ـ‌500 متر می‌رسد. یاروس‌های کیمبری تیتون گل‌های سرخ رنگ الیورالیت‌ها، دولومیت‌ها و گچ تشکیل گردیده است.

تباشیر تحتانی (تپسکم، اپت) از طبقات سنگ های رگی کانگلومیرات‌ طبقات نازک گچ ترکیب یافته دارای رنگ سرخ می‌باشد. ضخامت آ ن از 100 ـ‌1200 متر تعیین گردیده است. یاروس 100 ـ 200 متر مشتمل از طبقات کاربناتی ـ تریجنی است. بالاتر از آن  طبقات سنگ چونه موقعیت دارد که در بین آنها طبقات گل و میرگل  دیده شده مربوط به یاروس‌های سینمان ـ‌مترون است. ضخامت آن در 80 متر تعیین گردیده بالاتر از آن طبقات یاروس‌های کنیاک، سانتون،‌کمپان، ماستریخ تحتانی قرار داشته،‌دارای ضخامت 350 متراست. این طبقات به صورت عموم از احجار کاربناتی ترکیب یافته است. رسوبات مستریخ فوقانی و دات به صورت ناموافق بالای طبقات فوق الذکر قرار داشته متشکل از ارگلیت،‌الیورالیت‌ سنگی ریگی سرخ می‌باشد که ضخامت آن 150 متر است. ترسبات کاربناتی ـ پالیوجن تحتانی باتباشیر فوقانی یک جا طبقات متجانس کاربناتی را تشکیل داده ضخامت آن 150 متر الی 200 متر تخمین گردیده است. رسوبات پالیوجن وسطی (ایوسین) از گل سنگ ریگی و میرگل تشکیل گردیده در بعضی نقاط توف و لاوا دیده می‌شوند. ضخامت تقریبی آن در حدود 900 متر است. پالیوجن فوقانی از احجار ولیکانیکی ترتیب گردیده ضخامت آن به 400 متر می‌رسد.

 

مگماتیزم:‌

در منطقه مورد مطالعه احجار مگماتیکی که مربوط به فاز تکتونیکی هرسین وکیمبری است به مشاهده می‌رسد. فارمیشن‌های جدا شونده قرار ذیل است.

1ـ گیپربازیت‌ها و فارمیشن گبرو پلاگیوکلاز کاربن تحتانی.

2ـ فارمیشن باتولیتی گرانیتوییدها و سب ولکانیکی تریاس فوقانی یورای تحتانی.

تکتونیک:

طوری که قبلا تذکر یافت ساحه چین خوردگی کیمبری قبلی بند  ترکستان متشکل از زون سرخ آب در جنوب و بالا مرغاب در شمال بوده در هر زون تکتونیکی منازل ساختمانی فارمیشنی جیو سین کلینال و اروجینی هرسین وکیمبری جدا می‌گردد.

 

زون سرخ آب :

این زون به شکل فیته ازغرب به طرف شرق امتداد داشته ودر ساختمان آن منازل ساختمانی ذیل جدا می‌شوند:‌

1ـ منزل ساختمانی فارمیشنی جیو سین کلینال هرسین متشکل از طبقات (7000 متر) ولکانیکی، تریجنی و کاربن تحتانی است. منزل ساختمانی فارمیشنی اوروجینی از رسوبات تریجنی کاربناتی کاربن وسطی فوقانی و پرم تحتانی متشکل بوده فارمیشن مولاسی تحتانی را به وجود می آورد. تشکیلات پرم فوقانی بزرگ دانه سرخ رنگ اضافه از 4000 متر فارمیشن مولاسی فوقانی را تشکیل داده در فرورفتگی های پیشروی کوه‌ تجمع می‌نمایند. ‌منزل ساختمانی فارمیشنی اف جیو سین کلینال کیمبری قبلی از رسوبات ولکانیکی تریجنی تشکیل شده مربوط به فارمیشن، اسپلیت، گراتوفیل می‌باشد. منزل فارمیشنی اوروجینی کیمبری قبلی گسترش محدود داشته از رسوبات آلپ، یورا و تباشیر تحتانی تشکیل گردیده است.

 

زون بالا مرغاب :

به طرف شمال ساحه چین خوردگی کیمبری قبلی موقعیت داشته منازل ساختمانی فارمیشنی جیو سین کلینال و اروجینی هرسین مشابه به زون فوق الذکر است، منازل ساختمانی فارمیشنی نیوجیوسین کلینالی کیمبری قبلی (اضافه از 4000 متر) از فارمیشن‌های اسپلید و فلیش ترکیب یافته احجار کاربوناتی کاملا و یا قسما از بین می‌رود،‌کامپلکس اروجینی کیمبری قبلی نیز مشابه به زون سرخ آب است. منازل ساختمانی فوق الذکر چین و تاب خورده بوده ذریعه شکستگی‌ها  مغلق می‌گردد باید متذکر شد که در ساختمان تکتونیکی زون مذکور چین خوردگی‌ها به خصوص چین خوردگی‌های که ساحه مذکور را احتوا می‌نمایند فوق العاده اهمیت دارد.

شکستگی‌های طول البلد که مربوط به حرکات تکتونیک  جدید است در ساحه  مذکور توسط عکس‌های فضایی به خوبی جدا می‌شود.

معادن مواد مفیده:‌

در این‌جا اکثر معادن که با کامپلکس های کیمبری قبلی ارتباط دارند مورد بحث قرار می‌گیرد. این معادن عبارت از ذغال سنگ، نفت و گاز بوده همچنان مقدار زیاد ظواهر معدنی فلزی با احجار مگماتیکی ارتباط دارد. ظواهر معدنی مشاهده شده دراینساحه عبارت از ظواهر معدنی قلعی، ولفرام، بیریل، نیوبی وتنتال می‌باشد.

معادن ذغال سنگ که عمدتا با یورای وسطی ارتباط دارد مناطق ذغال خیر شمال افغانستان را تشکیل داده موازی به سلسله کوه هندوکش از شمال غرب شروع تا نواحی غربی (حصص غربی شهر هرات) ا متداد دارد. بزرگترین معادن  آن کرکر، دود کش اشپشته دره صوف و غیره می‌باشد.

باید متذکر شد که معادن نمک شمال افغانستان عمدتا به  تباشیر تحتانی ارتباط دارد. این معادن عبارت از معادن نمک آب،‌ کلفگان و جنوب شبرغان می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مطالعه ساختمان جیولوجیکی و نفت خیزی شمال افغانستان به شمول زون‌های شبرغان، کندز و کلاب

 

ستراتیگرافی:

در ساختمان های جیولوجیکی زون های شبرغان، کندوز و کلاب طبقات متباقی تحت شرایط پلات فورمی و اروجینی به  وجود آمده است.

گروپ پالیوزوی: متشکل از سنگ‌های سلانس ها و گنایس‌ها بوده دو زون کلاب زیاد از 7000 متر در نواحی مزار شریف 6 ـ‌7 هزار متر در حصص چون غر، جنوب راراناک به سطح زمین برهنه گردیده است.

 

گروپ میزوزوی

سیستم تریاس:‌

طبقات تریاس متشکل از کانگلومیرات‌ها سنگ‌های ریگی سرخ، ارگلیت‌های سیاه رنگ بوده در نواحی پلخمری، چال به سطح زمین برهنه گردیده در نواحی البرز، خواجه گوگردک، خواجه بولان و انگوت در تحت  طبقات یورا مشاهده می شود. ضخامت طبقات تریاس در اطراف برجستگی شمال افغانستان زیاد  گردیده و بر اختلاف بالای برجستگی مذکور کاهش می‌یابد.

سیستم یورا:‌

سیستم یورا درکنار زون‌های شبرغان کندز و کلاب از کلفگان الی دره افلاطون به صورت ناموافق بالای طبقات تریاس قرار داشته دارای طبقات نازک ذغال سنگ می‌باشد. طبقات یورا به سه حصه تحتانی (لیاس) وسطی (دوگیر) (مالم) فوقانی تقسیم می‌گردد. طبقات یورای تحتانی و وسطی متشکل از کانگلومیرات‌ها،‌ گراویلیت‌، سنگ های ریگی بوده ضخامت آن به سمت برجستگی تهداب شمال افغانستان کاهش یافته در قسمت شمال به 1500 متر می‌رسد. طبقات یورای فوقانی مشتمل از سنگ چونه، میرگل،‌انهایدراید و نمک می‌باشد که به نام سویت گواردک یاد می‌شود.

سویت‌های مذکور در بعضی چاه‌های زون شبرغان مشاهده گردیده ضخامت آنها به خصوص سویت گواردک به طرف برجستگی تهداب شمال افغانستان در حدود زون‌های شمال افغانستان و کندوز از طرف غرب به طرف شرق 500 ـ‌2000 متر ازدیاد می ‌یابد.

سیستم تباشیر:

سیستم تباشیر در زون‌های متذکره  به دو قسمت تحتانی و فوقانی تقسیم می‌شود. سرحد تباشیر تحتانی با یورا فوقانی نسبت نبودن فوسیل‌های مشخص به صورت واضح جدا نگردیده این سرحد به عقیده بعضی از دانشمندان از سقف سویت گورداک و عده دیگر از فرش این سویت عبور می‌نماید.

تباشیر به صورت عموم از سنگ‌های ریگی،‌الیورالیت‌ها،‌گل‌های سرخ رنگ تشکیل گردیده است. این طبقات سرخ رنگ کلفگان قره باتور (طرف شمال علی‌آباد کندوز) تنگی تاشقرغان، افلاطفون به سطح زمین برهنه گردیده است. در زون شبرغان ذریعه چاه های برمه در یتیم تاق، خواجه گوگردک، انگوت به مشاهده رسیده است. طبقات تباشیر تحتانی در شمال کشور و نقاط همجوار اتحاد شوروی به نام سویت کارابیل الهراد، قزل تاش، قوزی بولاق یاد می‌شود. طبقات تباشیر وسطی متشکل از طبقات گل، سنگ ریگی، سنگ چونه منشا بحری بوده در هسته تمام چین خوردگی‌ها محلی زون‌های فوق الذکر به مشاهده می‌رسد. ضخامت عمومی تباشیر در حدود 2500 متر است. در ساحه شمال افغانستان سرحد جدایی بین تباشیر و پالیوجن به صورت واضح  تعیین نگردیده این سرحد از بین طبقات سنگ چونه غوری عبور می‌نماید.

گروپ کاینوزوی:

سیستم پالیوجن:

متشکل از سنگ چونه، سنگ ریگی، الیورالیت و گل بوده بر روی تمام چین خوردگی های قسمت شمال افغانستان به مشاهده می رسد، طبقات جداگانه پالیوجن به نام سنگ چونه بخارا سوزاک، الای، ترکستان، تالقان و غیره یاد می شود. ضخامت عمومی پالیوجن تا به  1000 متر می رسد.

سیستم نیوجن:

طبقات مولاسی نیوجن در تمام فرورفتگی های شمال افغانستان خصوصا سین کلینور کلاب تالقان و واخش، کندز و غیره انکشاف خوب نموده ضخامت آ ن از طرف غرب به طرف شرق تا 12 کیلومتر ازدیاد می یابد. طبقات نیوجن به نام سویت های قاش سنگی، اشتاق، کوکچه، کیشم و غیره یاد می شود. این احجار متشکل از کانگلومیرات، گل رس، سنگ ریگی، سنگ چونه بوده علاوه از مناطق فرورفته در مناطق برجسته نیز به نظر می رسد.

سیستم چهارمی:

متشکل از لیوس، گل رس، الیورالیت، ریگ جغله سنگ خورد و بزرگ منشا دریایی و بادی می باشد. این ترسبات در دشت های هموار (دشت میر عمل، حیرتان، دشت لیلی و غیره) به شکل تپه های کم ارتفاع و یا در مسیر اصلی و آب جزیی دریا به مشاهده رسیده ضخامت آن 600 ـ 800 متر می رسد.

تکتونیک:

در قسمت شمال افغانستان علاوه از ساحه چین خوردگی بند ترکستان زون های شبرغان، کندز و کلاب وجود دارد که مربوط به ناحیه اروجنی آلپ است در این حصص منزل ساختمانی

ذیل جدامیشود:

 

 

1ـ مناطق انتی کلاینی سینکلاین

الف: انتی کلینوری ساحات جنوب غرب فیصار قلعه مور.

ب: انتی کلینوری کارنگان (III)

ج: انتی کلینوری آب گرم (V)

2: مناطق سین کلینوری یا سین کلاین

الف: سین کلینور سرخان (II)

ب: سین کلینور واخش (IV)

ج: سین کلینور کلاب (VI)

د: سین کلینور خم آب (IX)

و: سین کلینو دولت آباد (XI)

3ـ مناطق برجستگی تهداب شکستگی ها

الف: منطقه شکستگی اشکمش (VII)

ب: برجستگی های تهداب شمال افغانستان یا برجستگی سمنگان شبرغان (VIII)

ج: برجستگی اندخوی (V)

د: برجستگی میمنه  

منازل ساختمانی آن قرار ذیل است:

1ـ منزل ساختمانی تهداب:احجار این منزل ساختمانی کاملا تغییر یافته در حصص فرورفتگی (سین کلینور گلاب، واخش، شبرغان) به عمق 6 ـ 7 کیلومتر و زیادتر از آن در ساحه میمنه به عمق 60 متر در چونغر به  سطح زمین برهنه گردیده است. این منزل ساختمانی از نگاه منشا نفت و گاز دارای اهمیت نبوده اما از لحاظ رهنمایی در تفحص معادن نفت و گاز دلچسبی زیاد دارد.

2ـ منزل ساختمانی وسطی: دارای احجار تحول یافته کمتر بوده طبقات تریاس در آن شامل می باشد. این طبقات به صفت مادر سنگ نفت خالی از دلچسبی نمی باشد.

3ـ منزل ساختمانی فوقانی: متشمل از ترسبات یوراهای دوره چهارمی بوده از لحاظ نفت و گاز خیزی به صفت مادر سنگ نفت و کولکتور (جادهنده نفت ها) دارای اهمیت زیاد می باشد.

عناصر تکتونیکی عمده زون های فوق الذکر در اسکیچ بالا نشان داده شده چین خوردگی های محلی در حدود مناطق انتی کلاینی و سین کلاینی مناطق متذکره غیر متناظر خطی طویل، خمیده و غیره می باشد. زون شبرغان دارای چین خوردگی های برخی کوتاه گنبدی بوده اما زون های کندز و کلاب دارای چین خوردگی های خطی طویل می باشد. تعداد چین خوردگی های تثبیت شده زون های متذکره و مناطق همجوار آن زیادتر از 200 می باشد.

نفت و گاز خیزی:

ظهور طبیعی نفت در زون شبرغان، کندز و کلاب در بین احجار راسبه (یورا تباشیر، پالیوجن و یورا) جرتپه، چاق اقشو (جنوب غرب سرپل) گاز در جر تپه دیبک جنوبی مشاهده شده بوی بیتون و سنگ چونه بخارا و سوزک در همه جا قابل احساس می باشد. ظهور غیر طبیعی نفت از پوش رسوبی در زون کندز (داخل چاه برمه) درساختمان قرتاب، قره دان (مقابل شیرخان بندر) زون شبرغان در چاه ساختمانی البرز مشاهده گردیده) و نفت و گاز در حفر چاه های برمه به اثبات رسیده است. از روی علایم طبیعی ظهور نفت و گاز و کشف طبیعی ذخایر صنعتی  آن در پوش رسوبی زون های شبرغان، کندز و کلاب و هم چنان مناطق همجوار اتحاد شوروی می توان سه کامپلکس نفت و گازخیزی ذیل را جدا کرد:

1ـ کامپلکس یورا: با ضخامت 2000 متر و از طبقات منشا جهیلی قاره ای قسما بحری تشکیل یافته قسمت تحتانی و وسطی آنها در حوزه قره قم نفت و کاز خیز فوقانی (کیلوی) در ساحه یتیم تاق، خواجه گوگردک، اندخوی، گاز خیزی تثبیت طبقات نمکی انهایدریت سویت گواردک (کمیرس سیتون) که بالای سنگ های چونه کلیو ااکسفوریت روی پوش رسوبی را بازی می نماید.  زون شبرغان همجوارترکمنستان اتحاد شوروی ساحه وسیعی را در بر گرفته و جهت محافظ هایدروکاربن ها و در جوار برجستگی هیا تهداب اهمیت زیاد دارد. در جایی که بودن کمیراستیتون وجود ندارد طبقات سرخ رنگ گوتیریف توانسته از هایدروکاربن ها هجرت یافته مادر سنگ یورای تحتانی و وسطی مشبوع گردیده این مفکوره استوار بر این است که طبقات سرخ رنگ تباشیر تحتانی نظر به خصوصیات و مشخصات خود نمی تواند محیط مساعد برای تشکیل نفت و گاز باشد.

2ـ کامپلکس تباشیر: ضخامت 2500 متر منشا قاره ای، جهیلی و بحری دارای مادر سنگ (مولد نفت ها کولکترها و پوش های (محافظ کننده نفت و گاز) خوبی می  باشد نفت و گاز خیزی طبقات تباشیر (گوتیریف آلپ، سینومان، اسانتون، کنیاک) در خواجه گوگردک، یتیم تاق خواجه برهان، انگوت، و نقاط همجوار اتحاد شوروی تثبیت گردیده است.

3ـ کامپلکس نیوجن: با ضخامت 100 متر از ترسبات قاره ای، لاکولی جهیلی تشکیل یافته، نفت و گاز خیزی صنعتی طبقات سنگ ریگی، و سنگ چونه بخارا تنها در قلمرو اتحاد شوروی داخل مناطق سینکلینالی در ساحه اوج خزل خواوراک، للمی کار، کوکایتی، آمودریا و غیره تحت ترسبات ضخیم نیوجن و انتروجن تثبیت گردیده است. بوی بیتون و خروج طبیعی نفت و گاز از طبقات پالیوجن داخل قلمروی افغانستان تنها بر روی چین خوردگی های مرتفع زون شمال کندوز، کلاب، دیده شده کشف ذخایر صنعتی نفت و گاز در حدود انجام های جنوبی سین کلینوری واخش و سرخان به طرف چپ دریای آمو نیز از امکان دور نمی باشد.

 

 

 

 


تاریخ و قانون مندی اساسی انکشاف جیولوجیکی افغانستان

 

 

 

ساحه افغانستان از نگاه انکشاف جیولوجیکی فوق العاده مغلق و طولانی می باشد. از روی گسترش احجار و منازل ساختمانی تعیین شده در قلمرو افغاستان مراحل و حرکات تکتونیکی ذیل را جدا کرده می توانیم:

- مرحله قبل از بایکال

- مرحله بایکال

- مرحله هرسین

- مرحله کیمبری

- مرحله آلپ

حرکات نیوتکتونیک به صورت عموم ساختمان های کشور را تشکیل داده ریلیف امروزی را به وجود آورده است.

مرحله قبل از بایکال:

صرف نظر به گسترش وسیع احجار پروتروزوی، تقسیمات و مطالعات آنها به صورت کافی جدا نگردیده است، مقاطع احجار میتامورفیکی پروتروزوی تحتانی وسطی در زون های تکتونیکی مختلف با هم مشابه اند موجودیت احجار میتامورفیکی پارا (مرمر، کوارسیت ها) در بین رسوبات پرورتروزوی نشان دهنده آن است که این احجار در شرایط جیو سینکلینال تشکیل شده است. اما عدم موجودیت وقفه ها و ناموافقت های زاویوی در بین این رسوبات اجازه می دهدتا تمام ترسبات را در یک کامپلکس سترکچری واحد نسبت داد. ضخامت فوق العاده زیاد این رسوبات (اضافه از ده کیلومتر) از عمیق بودن این حوزه بحری جیوسینکلاین دلالت می نماید. به عقیده بعضی از جیولوجستان در ناحیه هندوکش باید کامپلکس های قبل از بایکال در سترکچرهای مختلف مشاهده گردد. یعنی دراین جا تهداب پلاتفورم گندوانا و یوروشیا با هم درتماس بوده است.

مرحله بایکال:

این مرحله پرورتروزی فوقانی را در بر دارد. حرکات قبل از ریفی مناطق  افغانستان را به شکل جداگانه ایجاد نموده است. در این مرحله در نواحی غربی یک جیوسینکلاین وسیع به وجود آمده است که در آن رسوبات ضخیم تریجنی ولکانیکی تشکیل شده است این فرورفتگی به جهت عرض البلدی ادامه داشته که سرحد شرقی آن در زون تکتونیکی کابل مشاهده  شده می تواند. دراین جا انتقال مواد از کتله وسطی نورستان صورت گرفته است. به طرف غرب وسعت فرورفتگی ها زیاد شده که از روی ترسبات ریفی می توان تخمین کرد سرحد جنوب شرقی این فرورفتگی باشکستگی روشان و پشارت مطابقت می نماید. سرحد شمالی در ساحه افغانستان موجود بوده باید خاطرنشان ساخت که در وقت ریفی شکستگی های اساسی به وجود آمده اند که در جیو سین کلاینی ریفی فعالیت اتشفشان های زیر آبی خیلی شدید بوده که اکثرا در زون ها به مشاهده می رسد. در زمان قبل از ویند جیو سین کلاین مذکور شروع به صعود نموده این قسمت های آن ها فازهای تکتونیکی بایکال را احتوا نموده است. در نتیجه این حرکات سیستم چین خوردگی های شرقی و شمالی به وجود آمده از ویند مرحله جدید انکشاف شروع شده که رسوبات آن به صورت سرحد شسشتو بالای احجار قدیمه قرار گرفته در این وقت اروجینی بایکال تقسیم گردیده فرورفتگی های پیشرو بین کوه تشکیل و از رسوبات دانه دار مولاسی پر شده است.

مرحله هرسین:

در این زمان بعضی قسمت های اروجینی بایکال شروع به پایین روی نموده بحر تشکیل شده بدین ترتیب در این زمان پاراجیو سینکلاین های تشکیل شده که برای سگمنت افغانستان و پاکستان مشخص می شود. این فرورفتگی ها در وقت پالیوزوی تحتانی و وسطی نیز ادامه داشته یکی از این فرورفتگی ها در برامدگی ارغنداب تشکیل شد و زون کابل را احتوا نموده از طریق فرورفتگی جلال اباد باسیستم چین خوردگی هزار در بلوچستان یک جا شد. در منطقه شمال افغانستان به امتداد سلسله کوه های پاراپامیز و هندوکش فرورفتگی دیگری ایجاد شده سترکچرهای فارمیشنی پالیوزوی تحتانی وسطی بعضی از محققین به حیث سترکچرهای جیوسین کلاین و برخی به حیث سترکچرهای  پلات فورمی می داند. باید خاطرنشان  نمود که انکشاف سترکچرهای شمال افغانستان نسبت به سترکچرهای جنوب خیلی شدید بوده به عقیده اکثر علما در این جا زون های کم عرض انکشاف به خصوص داشته است. در شمال افغانستان شروع از پالیوزوی تا دیون فوقانی احجار کاربناتی ـ تریجنی با ضخامت زیاد به وجود آمده زون سفید خرس جناح جنوب شرقی فرورفتگی بدخشان را تشکیل می داد که در آن احجار کاربناتی ترسب نموده جناح جنوب فرورفتگی بدخشان به تماس کتله وسطی نورستان می باشد. تمام حرکات تکتونیکی شدید در افغانستان از وقت کاربن عرض اندام نموده است. در بدخشان گرابن تشکیل شده که در آن احجار تریجنی رسوب نموده در اطراف آن لاوای ترکیب متوسط وقلوی به مشاهده می رسد. ضخامت آن تا 7.5 کیلومتر می رسد.

حرکات چین خوردگی هرسین بعد از این فاز برآمدگی های جای بخصوص داشته جیو سین کلاین واحد به چند فرورفتگی محلی تقسیم شده درآن فرورفتگی های C2,C3 که ترکیب کاربناتی داشتند به وجود آمده فاز جدید هرسین در اخیر کاربن بعد ی فعالیت نموده که به اثر آن فرورفتگی های جیو سینکلینال هرسین در مناطق شمال و شمال غربی درجیوسین کلاین هرسین شمال افغانستان فعالیت مگماتیکی  فوق العاده شدید بود. در جنوب افغاستان حرکات دوره کاربن نسبت به شمال افغانستان فعالیت کمتر داشته باید متذکر شد که فرورفتگی جیو سین کلاینی فراه رود ازا ین مرحله شروع گردیده در اطراف یک تعداد زیاد شکستگی های به وجود آمده در این جا فرورفتگی های هرسین مرحله چین خوردگی و مگماتیزم و همچنان اروجینی خود را سپری نموده, این فرورفتگی ها تا زمان میزوزوی ادامه یافته دوره پرم به صورت عموم در این منطقه آرام بوده و برخلاف در شمال افغانستان در این وقت مرحله اروجین هرسین شروع گردید که باعث تشکیل طبقات مولاسی سرخ رنگ با ضخامت 4 کیلومتر گردید. فرورفتگی پرم قبلی به ادامه فرورفتگی کاربن در ناحیه فرورفتگی فراه رود ادامه داشته که بعدا از ساحه زون فراه رود خارج گردیده یک قسمت زون هلمند و جنوب زون کابل را احتوا نمود. در اخیر پرم تمام ساحات جنوب افغانستان به شمول کتله وسطی نورستان زیر آب گردید.

مرحله کیمبری :

مرحله کیمبری در افغانستان اهمیت خاص دارد. زیرا تمام حرکات تکتونیکی این مرحله شدت زیاد داشت. این حرکات باعث تشکیل فرورفتگی های جیو سین کلینال در شمال و شمال شرق کشور گردید و بعد از آن مرحله چین خوردگی مرحله اروجین خود را سپری کرد. شدت حرکات تکتونیکی مرحله کیمبری در ساحه چین خوردگی بند ترکستان صورت گرفت به عقیده اکثر علما پیشرفت بحر از طرف شرق می باشد. عمل نزول وپیشرفت بحردر جریان تریاس فوقانی و وسطی به تدریج ازدیاد یافته در تریاس فوقانی به حد اعظمی خود رسید که از روی مطالعه ترسبات به خوبی مشاهده می شود. در تریاس فوقانی فرورفتگی جیو سین کلاین به چندین فرورفتگی تقسیم شده که توسط جزایراز همدیگرجدا گردیده از این جزایر مقدار زیاد مواد دانه دار به این فرورفتگی ها انتقال یافته حرکات چین خوردگی جیو سین کلینال در اخیر دوره تریاس (پیش از یاروس ریت) صورت گرفت. که این رسوبات تنها در کناره جیو سین کلاین به مشاهده میرسد. اکثر این حرکات در زون فرعی سرخاب فعالیت آتشفشانی روی زمین صورت گرفت. حرکت تکتونیکی اخیر لیاس در  انکشاف ساحه بند ترکستان اهمیت فوق العاده را دارا می باشد که بعد از این تمام ساحه در مرحله اروجین داخل شد یعنی ساختمان چین خوردگی جای فرورفتگی ها را گرفت. چین خوردگی های کمیبری در تمام نقاط جهت عرض البلدی را دارا می باشد که در ساحه بندترکستان به خوبی به مشاهده می رسد. علاوتا جهت شمال شرقی چین خوردگی ها برای زون سفیدخرس مشخص است. مرحله انکشاف کیمبری در شرق افغانستان مشابه به ساحه بند ترکستان است، تفاوت قابل ملاحظه در شرایط ترسب مواد در حوزه های بحری جنوب و شمال افغانستان دیده می شود. که از روی آن گفته میتوانیم شرایط ترسبات تریاس در شمال و جنوب افغانستان از همدیگر متفاوت است.

 

 

مرحله آلپ قبلی:

ساحه شدت تکتونیکی و تشکیل فرورفتگی جیو سین کلاینی در میزوزوی بعدی به طرف جنوب غرب ساحه کیمبری می باشد. حرکات تکتونیکی کیمبری قبلی  در  مجموع ساحه جنوب افغانستان را احتوا نموده است. در ساحه زون هلمند (برآمدگی جیو انتی کلاینی ارغنداب) در شروع تباشیر قبلی فرورفتگی کم عرض جیو سین کلاینی به وجود آمد. همچنان درزون ترنگ کتواز، کابل فرورفتگی هایی تشکیل گردیده، بزرگترین فرورفتگی جیو سین کلاین درزون فراه رود تشکیل شد که از زمان پالیوزوی تشکیل شده و تا میزوزوی قبلی ادامه یافت. تقریبا در تمام فرورفتگی در زمان تباشیر قبلی فعالیت آتشفشان ها دیده میشود. شدت فرورفتگی زون فراه رود در نیولیم به حد اعظمی خود رسیده که طبقات احجارتا 4000 متر می رسد. شروع از یاروس اپت پایین روی کم شدن چین خوردگی در ساحه آلپ قبلی از تباشیر بعدی به صورت دقیق از اخیر سیمان شروع گردیده، بعد ازآن منطقه به ساحه برآمدگی مبدل شده و مرحله اروجینی آلپ قبلی شروع گردید، حرکات شدید در تباشیر بعدی و پالیوجن قبلی بود که به اثر آن کتله های اولترابازیت عرض اندام نمود مرحله اروجینی تباشیر بعدی توسط فعالیت شدید مگماتیکی مشخص می گردد. که بزرگترین سویت در افغانستان یعنی با سویت ارغنداب به وجود آمده است.

مرحله آلپ بعدی:

در شروع پالیوجن در نواحی جنوب شرقی افغانستان فرورفتگی های فلیشی به وجود آمده که درجریان تمام و پالیوس و ایوس فعالیت داشت. در این وقت طبقات احجار رسوبی به ضخامت زیاده از 6000 متر تشکیل شد که دلالت به سرعت پایین روی این فرورفتگی ها می نماید. انتقال مواد به صورت عموم در این فرورفتگی از نواحی شمالی و شمال غرب از ساختمان های آلپ قبلی و کیمبری صورت گرفته است.

 

در ایوسین فوقانی در ساحه جیو سین کلاین وسطی سیمان (یک قسمت آن به نام زون کتواز یادمی شود) در ساحه پینتوستان جزایر به وجود آمده که منبع ترسبات دانه دار را تشکیل داده اند. حرکات تکتونیکی آلپ بعدی نه تنهادر ساحه جیو سین کلاینی ترسب نموده بلکه شدت آن در مناطق همجوار نیزاحساس می گردد. در زمان قبل از ایوسین شکستگی هایی که زون کتواز را از ترنگ جدا می نماید دوباره فعالیت می نماید که از طریق آن مگمای قلوی به سطح زمین خارج گردیده. حرکات تکتونیکی آلپ بعدی باعث حرکات ندویکی در زون کابل و انتهای شمال غرب زون کتواز گردید. وسعت این ندویک ها در سنگ های غارو به عقیده مستثنا چهار کیلومتر در منطقه کوه سلطان صاحب تا نه کیلومتر می رسد.

 

مرحله نیو تکتونیک :

این عملیه توسط شکست عملیات داخلی زمین در تمام ساحه افغانستان مشخص می گردد. در افغانستان این عملیات باعث تشکیل سترکچرهای مشخص گردیده که در انکشاف عملیات تکتونیک جدید می توان سه مرحله راجدا کرد.

مرحله اول (میوسین):

شروع شدت حرکات اروجینی از اخیر ایوسین آغاز شد و به اثر این حرکات فرورفتگی های کلاب و اطراف دریای آمو به وجود آمد. حرکات شدید میوسین باعث فعالیت مجدد بعضی از شکستگی های بزرگ شد، مثلا شکستگی بزرگی که کتله وسطی نورستان را از طرف جنوب غرب احاطه می نماید، فعالیت نمود. به امتداد شکستگی مذکور سیستم فرورفتگی کابل، جلال اباد تشکیل شد. علاوتا یک تعداد فرورفتگی ها در نواحی مرکزی افغانستان به وجود آمده، حرکات صعودی در قسمت های مرکزی برآمدگی های سلیمان و همچنان نواحی زون هلمند را احتوا نمود.

مرحله دوم (پالیوسین):

دراین مرحله در اکثر نقاط (زون سلیمان، حرکات صعودی فعالیت داشت) در پالیوسین فوقانی حرکات به امتداد شکستگی ها به نظر می رسد. که به اثر آن دره های دریاها از آنجمله دره دریای پنج تشکیل شده است.

مرحله سوم (دوره چهارمی):

دراین وقت حرکات صعودی و نزولی در مناطقی که در مرحله دوم جریان داشت نیز به شدت خود ادامه داد.

 

 

نویسنده : استاد کیولا بازدید : 9383 تاريخ : سه شنبه 2 ارديبهشت 1393 ساعت: 0:19
برچسب‌ها :